دانلود سریال When Calls the Heart 2014 دوبله فارسی

دانلود رایگان سریال When Calls the Heart 2014

ژانر :
درام
امتیاز :
8.2/10
وضعیت :
Returning Series
کشور :
ایالات متحده آمریکا
زبان :
انگلیسی
سال :
2014
زمان :
43 دقیقه
زمان پخش قسمت بدی :
21.دی 1392
تعداد فصل :
9
تعداد قسمت :
91
خلاصه داستان :

در سریال ندای دل : الیزابت تاچر، یک معلم جوان مدرسه ای از یک خانواده ثروتمند شرقی، از شهری بزرگ برای تدریس در مدرسه ای در یک شهر کوچک استخراج زغال سنگ در غرب مهاجرت می کند.

Elizabeth Thatcher, a young school teacher from a wealthy Eastern family, migrates from the big city to teach school in a small coal mining town in the west.

IMDb
8.2/10

خلاصه داستان و اطلاعات سریال When Calls the Heart 2014

در سریال ندای دل : الیزابت تاچر، یک معلم جوان مدرسه ای از یک خانواده ثروتمند شرقی، از شهری بزرگ برای تدریس در مدرسه ای در یک شهر کوچک استخراج زغال سنگ در غرب مهاجرت می کند.

جهت دانلود سریال When Calls the Heart 2014 با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


بنابراین من عاشق قطعات دوره هستم. به همین دلیل به WCTH کشیده شدم. من از یک سریال تمیز خوب قدردانی می کنم، زیرا این روزها پیدا کردن آن سخت است. من از فصل اول لذت بردم تا حدودی جالب بود، همانطور که انتظار داشتم یک محصول Hallmark باشم، اما با آن موافقم. سپس به نظر می رسد که از آنجا به بعد همه چیز تا حدودی اشتباه پیش می رود. من مواردی را که اشتباه پیش رفته اند فهرست کرده ام و منصفانه را نیز رعایت کرده ام که فکر می کنم با سریال مشکلی ندارد. 1> چیزی که من را بیشتر آزار می دهد آرایش، مدل مو و لباس است. اینها چه فکری می کنند؟ این دوره 1910 است و مهمتر از همه مرزهای کانادا است! این زنها آرایش، موهای رنگ شده و لباسهایشان را از کجا می آورند؟ که اتفاقاً به استثنای دامن‌های بلند درست نیست. در مورد آرایش، آیا واقعاً در یک شهر مرزی کانادا در سال 1910 موجود بود؟ جدای از آن، آیا زنان مرزی وقتی بچه‌هایی برای تغذیه داشتند، واقعاً برای لوازم آرایش هزینه می‌کردند؟ من می‌پرسم چرا هالمارک چهره طبیعی‌تر زنان در فصل 1 را به آرایشی که حرفه‌ای به نظر می‌رسد تغییر داد تا جایی که شبیه مدل‌هایی به نظر می‌رسند که در شرف انتشار مجله‌های حرفه‌ای هستند! به اندازه کافی در مورد آن گفته شد! در مورد رنگ و مدل مو؟ دوباره می پرسم چرا؟ برای پریود درست نیست و رنگ کردن موهایشان یا روشن کردن آن؟ آیا آنها واقعاً در یک شهر مرزی نگران این موضوع بودند؟ اصلا مهم نیست که بتوانید چنین محصولاتی را بخرید! 2> این افراد به نظر می رسد که بهترین محصولات را برای تمیز نگه داشتن خود و لباس هایشان دارند. واقعا؟؟؟؟؟؟ بدون آب جاری برای دوش گرفتن هر روز یا شستن موهای عالی. دوباره ذهن من را درگیر می کند که چرا هالمارک این نمایش را اینقدر خنده دار کرده است. چه ننگی برای نویسنده مجموعه کتاب. 3> در فصل 1 خیابان های کثیف گل آلود را نشان می دهد. اینجا چیزی از دست دادم؟؟؟ ناگهان شهر تا آنجا که می تواند تمیز می شود. تمام خیابونهای سنگریزه شده بدون هیچ ردی از هیچ اسبی که تا به حال کارشون رو انجام میده... واقعا؟؟؟؟ 4> شهر مملو از افراد فوق العاده خوب است. کجا هستند مردم سخت کوش که در یک شهر معدنی در دوره 1910 مشهود بود؟ من متوجه شدم که این یک برنامه تلویزیونی است، اما هالمارک، سعی کنید آن را کمی واقعی نگه دارید! شما حداقل در فصل 1 تلاش کردید. چه مشکلی پیش آمد؟ من می توانم اضافه کنم باید یک دندانپزشک در آن شهر وجود داشته باشد! 5> خطوط داستان خیلی بد شده است. خیلی قابل پیش بینی به خصوص در مورد الیزابت. من تازه فصل 4 را تمام کردم، پس بیایید ببینیم. بچه جدید به کلاس می آید. نه مادر فقط پدر بچه مشکل داره الیزابت وارد می شود، روز را نجات می دهد و ناگهان با لبخند دائمی روی صورت الیزابت با لب های قرمز براق و سفیدترین لبخندی که تا به حال دیده اید، به شادی ویل بازگشت! 6> شهردار زن در سال 1910؟ واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط واقعا؟؟؟؟؟؟ چه اتفاقی برای هنری گوان افتاده است؟ من واقعا از نقش مرد بد او لذت بردم. حداقل او همیشه به طرز ناخوشایندی شیرین نبود! مقداری ماده برایش داشت. حالا آنها او را تبدیل به یک مرد نازک دیگر کرده اند تا به همه بچه های دیگر اضافه کنند. من می توانم اضافه کنم بچه های شاداب خوب به نظر می رسند! 7> من واقعاً باید قسمتی را که کودی باید در آن عمل کند، جدا کنم. بنابراین ابیگل با الیزابت در خانه اش منتظر است و مطمئن نیست چه کسی دیگر. دوست پسرش کشیش فرانک در این مدت کجا بود؟ سپس الیزابت از او می خواهد که برود سعی کند بخوابد؟ واقعا؟ ???? او منتظر است ببیند آیا این بچه حتی قرار است زنده بماند؟ فکر می کنی او می تواند بخوابد؟ البته صبح او کاملا آرایش می کند. او در واقع میل به انجام آرایش کامل داشت. آیا لازم است آن را بگویم؟ واقعا؟ 8> چرا رزماری بدون در زدن وارد خانه الیزابت می شود؟ او فقط در تمام ساعات روز وارد خانه می شود. چه می شد اگر جک و الیزابت برای شرکت در دسترس نبودند؟ چه می شد اگر الیزابت با وسایل غیرقابل ذکرش راه می رفت؟ یا اگر آرایش کامل نداشت چه؟ چقدر وحشتناک میشه!!!!!!!!!!! 9> بازگشت به قسمت کودی، دکتری که به شهر می آید تصمیم می گیرد که آنفولانزا دارد، نه اینکه من دانش پزشکی دارم، اما می دانم که آنفولانزا از یک ویروس می آید. او باید آن ویروس را از کسی می گرفت. دکتری که به شهر می آید حتی نمی پرسد که آیا چنین چیزی در حال وقوع است؟ من متوجه شدم که خط داستانی این بود که دکتر شپرد خوش طعم را به شهر بازگردانیم، اما خیلی شفاف بود. البته الیزابت روی اسبش می پرد، او را در جایی در فضای باز بزرگ پیدا می کند و روز را نجات می دهد. او همچنین در آرایش کامل است. ها ها.. اوه فراموش نکنید که دکتری که به شهر آمده در نهایت در سالن نوشیدنی می گذرد و در آن نقطه وضعیتی برای کار کردن ندارد! 10> غرب کانادا چه فصلی دارد؟ به طور دقیق آلبرتا. به نظر می رسد همیشه یک فصل در این برنامه باشد. نه تابستان، نه زمستان با برف. فقط همیشه آنقدر سرد است که خانم ها کت های شیک خود را بپوشند که من می توانستم امروز در مرکز خرید محلی خود در سال 2019 بخرم!!!! به هر حال، من در کانادا زندگی می کنم، نه در غرب، اما سرمای شدید در زمستان و برف وجود دارد. من فقط نمی دانم که آنها همیشه ما را به این باور می کنند که چه فصلی است. 11> چرا ابیگل هنگام آشپزی در کافه اش موهایش را می ریزد؟ آیا این واقع بینانه است؟ خوب بسه این همه منفی .... بهتره به خوبی های نمایش برسم! ? من دوست دارم این یک نمایش دورهمی است. من می دانم که بر اساس کتاب است و آنها نمی توانند زمان را تغییر دهند. من از تمیز نگه داشتن آن لذت می برم. من از افرادی که آنها انتخاب کرده اند لذت می برم. من فکر می کنم آنها با آنچه که به آنها داده شده بهترین کار را انجام می دهند. من نمی دانم که آیا آنها سر خود را برای برخی از ایرادات بزرگ تکان می دهند، اما حدس می زنم که آنها حرفی برای گفتن ندارند. آیا به تماشا ادامه خواهم داد؟ شاید. فقط امیدوارم به حرف های مردم گوش دهند و تغییراتی ایجاد کنند. به هر حال من به آن 5 دادم، اما بیشتر بر اساس فصل 1 بود. پایان غرغر من!

جهت دانلود سریال When Calls the Heart 2014 با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


نمایش‌های Hallmark مانند این و Signed, Sealed Delivered ترجیح معمول من برای تماشا نیستند، اما زمانی که درمورد اینکه واقعاً گونه‌ام واقعاً چقدر روحیه‌ام احساس می‌کنم، آنها را پناهگاهی دلپذیر می‌بینم. تماشای WCTH به عنوان یک فانتزی اطمینان بخش از افرادی شروع شد که یاد می گیرند با یکدیگر مهربان باشند و یک سفر خوب به روزهای مرزی قرن کانادا. بعد از فصل اول از نظر تاریخی کمتر متقاعد کننده شد، اما من زیاد در مورد آن صحبت نمی کنم. تمیز جیرجیر است، که باید برای خانواده های دارای بچه خوب باشد، اما با تمرکز بر علایق عاشقانه. پس از مدتی، نمایش را کمتر به عنوان پناهگاهی کوتاه مدت از زندگی مدرن و بیشتر به عنوان یک مطالعه اجتماعی دنبال کردم. مطمئنم افرادی که این نمایش را دوست دارند به دلایل مختلف آن را دوست دارند، اما رتبه های بالای آن من را مجذوب خود می کند.

طولی نکشید که از تفریق کل جمعیت های بومی از این نمایش عصبانی شدم. حماسه مرزی، و مگر اینکه در یکی از صحنه‌های کمیاب شهری از دست داده باشم، اولین فرد رنگین‌پوست را تا فصل 4 که آهنگری جدید به شهر آمد، ندیدم. درست است، من انتظار ندارم در این زمان، بیابان شمال غربی اقیانوس آرام، جولانگاه تنوع باشد، اما تا کنون فکر می‌کردید آمریکای شمالی فقط یک بهشت ​​خالی بود تا زمانی که شهرک‌نشینان سفیدپوست ظاهر شدند و بی‌خون ادعای آن را کردند.

اکنون، من انتظار نداشتم که این نمایش با سر به سر مسائل جدی مانند تخریب بومیان آمریکا یا دستمزد برده داری یا مانند برخی دیگر از نمایش ها، به موضوعات بزرگسالان مانند همجنس گرایی یا اعتیاد بپردازد. دیدگاه مدرن و سنگدل و مطمئنا اینطور نیست. WCTH یک فمینیسم ملایم را ترویج می کند (با توجه به مخاطبان هدفش تعجب آور نیست) که من از آن قدردانی می کنم، حتی اگر به احتمال زیاد نماینده زمان و مکان آن نباشد.

اما نان و کره تمرکز نمایش بر اخلاق و اخلاق است و نه اخلاق پنهان مذهبی مورد انتظار (خدا فقط گهگاه ذکر می شود). این در واقع کار خوبی را نشان می دهد که به مردم نشان می دهد چالش های شخصی و بین فردی را پشت سر می گذارند و از طریق آنها کار می کنند، و نشان می دهد که چگونه یک جامعه گرد هم می آیند و (گاهی) چنین نمی شود.

اما بزرگترین شگفتی برای من این بود که چقدر ماهرانه اخلاق واقعی را به انصاف، کنشگری و مبارزه با سوء استفاده از قدرت مرتبط می کند. هنری گوان نماینده یک بازمانده فاسد است که به عنوان یک مزاحم دائمی برای شهر عمل می کند که از مسئولیت پذیری دور می شود، (اینجا خرابکاران سبک) ابتدا به عنوان مدیر معدن زغال سنگ زمانی که دنبال سود او منجر به فروپاشی می شود که نیمی از شهر را بیوه می کند، سپس جایگزینی شهردار که در جیبش بود، سپس رسیدگی به سوء استفاده از منابع شهر که با وعده معافیت مالیاتی 100 درصدی راه آهن در خط جدید به حالت تعلیق درآمد (شهردار موقت فقط 20 درصد معافیت مالیاتی را وعده داد که با برخی نارضایتی مواجه شد. ). راه‌آهن به تولید و سرکوب شواهدی کمک می‌کند که مانع از دخالت عدالت در سود خود می‌شود و اعضای جامعه را بر اساس انطباق آنها با این هدف بالا می‌برد و خرابکاری می‌کند. حتی قهرمان داستان، معلم متعهد الیزابت تاچر، هدفی می‌شود که نماینده راه‌آهن را تحت فشار قرار دهد تا تأثیر فعالیت‌هایش بر جامعه را در نظر بگیرد.

این نمایش اغلب به مهم‌ترین مشکل مدرن ما پرداخته است. دوران--طمع، و اینکه چگونه انسان ها را وادار می کند با همنوعان خود به شیوه های سرزنش آمیزی رفتار کنند. این نشان می‌دهد که چگونه کسب‌وکارها می‌توانند شهروند خوبی در جامعه باشند (کارخانه چوب کولتر) یا منابع آن را تخلیه کنند و به ساکنان آن آسیب بزنند (معدن زغال سنگ، راه‌آهن). برای این به آن نمره بالایی می دهم.

اپیزودی که اکنون در حال تماشای آن هستم (s4e7) با مضمون نقل قول ادموند برک ساخته شده است: "چیزهای بد زمانی اتفاق می‌افتند که افراد خوب هیچ کاری انجام نمی‌دهند". این تقریباً نمایش را خلاصه می کند. این در مورد ایستادگی برای هر چیزی است که مهربان، منصفانه، و عادلانه در هر درگیری است، حتی اگر این کار را در دنیایی تا حدودی ساده شده انجام دهد. حتی اگر معمولاً از نمایش‌های هیجان‌انگیزتر بهره بیشتری می‌برم، از هر سرگرمی که این پیام را با قاطعیت ارسال می‌کند، قدردانی می‌کنم.