دانلود سریال The Sopranos 1999 (سوپرانوها) دوبله فارسی بدون سانسور

دانلود سریال سوپرانوها 1999 با زیرنویس فارسی

سریال سوپرانوها در ژانر(های) درام, ساخته شده و در سال 1999 به روی پرده رفته است. The Sopranos در کشور(های) ایالات متحده آمریکا, ساخته شد. از جمله بهترین بازیگران این سریال میتوان به James Gandolfini, Edie Falco, Jamie-Lynn Sigler, Robert Iler, Lorraine Bracco, Michael Imperioli, Steven Van Zandt, Tony Sirico, Steve Schirripa, Dominic Chianese, اشاره کرد. رده سنی سریال TV-MA و زبان(های) سریال انگلیسی, است. این سریال موفق شده امتیاز 9.2/10 را از وبسایت IMDB دریافت کند و امتیاز منتقدان آن در سایت متاکریتیک می باشد. برای دانلود سریال The Sopranos 1999 (سوپرانوها) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی چسبیده به انتهای صفحه مراجعه نمایید.

ژانر :
درام
امتیاز :
9.2/10
وضعیت :
Ended
کشور :
ایالات متحده آمریکا
زبان :
انگلیسی
سال :
1999
زمان :
60 دقیقه
زمان پخش قسمت بدی :
20.دی 1377
تعداد فصل :
6
تعداد قسمت :
86
خلاصه داستان :
فارسی انگلیسی

تونی سوپرانو رئیس خلافکاران و مافیای شهر نیوجرسی است که در محیط کار و خانواده اش مشکلات فراوان دارد.

The story of New Jersey-based Italian-American mobster Tony Soprano and the difficulties he faces as he tries to balance the conflicting requirements of his home life and the criminal organization he heads. Those difficulties are often highlighted through his ongoing professional relationship with psychiatrist Jennifer Melfi. The show features Tony's family members and Mafia associates in prominent roles and story arcs, most notably his wife Carmela and his cousin and protégé Christopher Moltisanti.

IMDb
9.2/10

خلاصه داستان و اطلاعات سریال The Sopranos 1999

تونی سوپرانو رئیس خلافکاران و مافیای شهر نیوجرسی است که در محیط کار و خانواده اش مشکلات فراوان دارد.

جهت دانلود سریال The Sopranos 1999 (سوپرانوها) دوبله فارسی بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


اساطیر سوپرانوس همانقدر نزدیک به اسطوره های یونانی است که در زندگی مدرن خواهیم دید. همه چیز آنجاست. کهن الگوهای زئوس ، حرا با رنج ، اوراکل ها ، سیبیل ها ، پرسفون باکره ، اغواگری زئوس از زنان فانی (که می توانند توسط آن نابود شوند) ، پیام آوران و کارمندان زئوس ، چشم سرگردان خود عالیقدر ، و در آن می رود. احساسات و احساسات عمیقی وجود دارد که با آن همراه است.

اسطوره های یونانی و رومی برای ما بسیار عجیب و غریب شده است ، ما آن را به دانش آموزان کلاس ششم "آموزش" داده و آنها را برای دیدن محصولات دیسکنی از هرکول به عنوان یک مثال. (دیزنی یکی از مواردی را که هرکول با یک زن همسرش او را می کشد و فرزندانش را ذبح می کند به شما نمی گوید - من فکر می کنم این راهی است که می رود.) مدارس در مورد مادری که خودش را خرد می کند "آموزش" نمی دهند بچه ها (که او دوست دارد) در شیرینی پزی برای پختن شوهر مورد نفرت خود پخته شوند.

آنها به زنان دیوانه ای که مردی را که آنها را تحقیر می کند مثله می کنند "نمی آموزند". یا دختری که قرار است با پدر خودش بخوابد. آنچه به عنوان افسانه های یونانی در مدارس می گذرد ، واقعاً نوعی مزخرف است. یا ... آیا کسی وجود ندارد که زئوس با زنی فانی که می خواهد او را در "شکل واقعی" خود ببیند عشق می ورزد؟ او می سوزد یا چیزی دیگر. تونی این کار را نیز با فروشنده اتومبیل انجام می دهد. در مورد رقصنده در بادا بینگ چطور؟ من هنوز به دختر دختر گالری هنری نرسیده ام.

اما سوپرانوها واقعاً به خونخواهی خدایان ، بی رحمی آنها ، بی تفاوتی نسبت به انسانهای ساده نزدیک می شوند ... و بنابراین ، بنابراین صفات انسانی با غیرانسانی بودن تقریبا غیر قابل تحمل آنها آمیخته است. اما فراموش نکنید که آنها گاهی اوقات نیز عقل و مهربانی زیادی نشان می دهند. خدایان و سوپرانوها با ما انسانهای ساده درمی آمیزند ، اما وقتی آنها از کنار ما رد می شوند ، کمی دعای تشکر می کنیم. آنها چیزهایی را می دانند که ما نمی دانیم.

شخصاً صحبت می کنم ، وقتی به "اوباش" فکر می کنم ، به نظر می رسد که آنها به نوعی واقعیت (یا جو متوسط ​​شما) را دارند که " آنجا "، درست مثل نیروهای طبیعت ، و من هرگز نمی خواهم آنها را از من عصبانی کنم. من می دانم که من فقط ممکن است هر چند وقت یک بار از کنار آنها بگذرم ، مطمئن هستم ، اما به سختی می دانستم که. اگر یک اوباش با لباس مبدل به من می آمد ، همانطور که خدایان یونان عادت داشتند با انسانهای ساده رفتار کنند ، امیدوارم با او طوری رفتار کنم که در نتیجه عصبانیت او را استناد نکنم. از کودکی احساس خدایان یونانی را با همان حس رمز و راز و تخیل بیشتر داشتم ، و معتقد بودم که آنها "در آنجا" هستند و در جایی هستند ، اما کسی واقعاً هرگز آنها را از نزدیک نمی دید.

اکنون ، من کاملاً مطمئن هستم که این تشبیه به خدایان در The Sopranos به طور هدفمند توسط دیوید چیس انجام نشده است ... او ممکن است آگاهی داشته باشد ، مطمئناً فوق العاده باهوش است ، اما به مشخصات خاصی اشاره نمی کند ... این یک الگوریتم نیست. یا (خدایان به ما کمک می کنند) یک ادای احترام. او فقط به بهترین وجهی که می داند از ماده موضوعی صادق است - و این یک دینامیت مطلق است. جای تعجب نیست که سوپرانوها مستقیماً به یونانیان باز می گردند. این نوع اشتیاق و اشتیاق مربوط به فرهنگ سیسیلی و ایتالیایی است (سیسیل پاسگاه یونان باستان بود) و هزاران سال است که انجام می شود. برای Chase با "خشونت و جنسیت" رفتن به آنجا "امکان پذیر نیست.

عظمت افسانه های یونانی-رومی دقیقاً در عمق آنهاست که به طور واضح ، تمام کننده ، با شکوه ، توانایی بیش از حد انسانی را برای شر (از جمله چیزهای دیگر) ارائه می دهند. اسطوره ها افراط و تفریطی هستند که همه ما قادر به انجام آنها هستیم اگر به سمت شور سوق پیدا کنیم. نبوغ دیوید چیس این است که وی جذابیت فرهنگی ما از گانگسترها را به یک افسانه شایسته یونانیان تبدیل کرده است. فکر می کنم نگاه او به اوباش بهتر از پوزو یا اسکورسیزی است. او به نوعی (آگاهانه یا ناآگاهانه ، من نمی دانم) کهن الگوهای مربوطه را از نزدیک شناخت و با آنها دوید.

برای هر کسی که فکر می کند سوپرانوس خشونت را ستایش می کند (همانطور که شخصی که در اینجا پست می کند احساس می کند) ، آن شخص نیاز به بررسی ادبیات یا موارد دیگر دارد. خدایا شکسپیر را بخوان. یک دوره در تاریخ بگذرانید. جهنم ، به عراق نگاه کن ما در جهانی خشن زندگی می کنیم. بیاموزید که چگونه داستان و زمینه را هضم کنید. به طور مداوم ، این سریال واقعیت را ارائه می دهد ، اما همیشه ، همیشه عواقب آن را نشان می دهد.

لذت تماشای این نمایش این است که مانع صفحه تلویزیون از ما محافظت می کند. فکر می کنم نویسندگان دائماً بعد اخلاقی مربوط به ما را یادآوری می کنند. سوپرانوها کاملاً اخلاقی در انتهای آن قرار دارند. این مربوط به اقدامات و کدها است. اگر به خشونت آویزان شدید ، بهتر است چیز دیگری را تماشا کنید و آن را رها کنید. بروید کمی کول اید بنوشید و لرز دهید.

در اینجا یک پیشنهاد برای تعمیق تجربه سوپرانو وجود دارد. از فجایع و منابع اصلی (و نه ادیث همیلتون!) بیرون بیایید و آنها را بخوانید و به فکر سوپرانوها باشید. و برعکس ، اگر اسطوره ها را از قبل می دانید و می خواهید واقعاً زنده شده باشند ، هنگام تماشای The Sopranos به آنها فکر کنید. زئوس را خواهید دید. شما هرا را خواهید دید. شما همه نوع خدایان را خواهید دید.

(دوباره به مادرش نگاه کنید که می خواست به طور مجازی او را بخورد ، درست مثل اینکه تیتان ها سعی کردند المپیایی ها را بخورند).

اگر آنها می خواستند خانه های اپرا را بسته بندی کنند ، باید همه رهبران ارکستر و اپرا را به تماشای The Sopranos به طور دسته جمعی برسانند. این ممکن است اپرا را یک شبه زنده کند. خانه های اپرا فقط باید به ابتدای کار برگردند و برخی از اپراهای بسیار قدیمی را احیا کنند و چند نکته را از سوپرانوها یاد بگیرند. اپرا در واقع به عنوان جنبشی برای بازآفرینی و احیای عظمت فاجعه یونان در ایتالیا آغاز شد. جالب است ، هوم؟ ببین به چی رسیده غمگین.

پاواروتی یک جهنم از تونی سوپرانو را می خواند ... البته به عنوان تنور.

خیلی بد است که بعضی از مردم "نمی فهمند". آنها نمی بینند ، در پایین ، The Sopranos واقعاً درباره انتخاب ها و عواقب اخلاقی است. بعد از آن سرگرم کننده است (جذاب است) زیرا همه چیزهای تاریک و عمیق را رد می کند که اکثر ما هرگز مجبور نیستیم مسئولیت آن را بپذیریم.

جهت دانلود سریال The Sopranos 1999 (سوپرانوها) دوبله فارسی بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


چه عبارتی کلیشه ای ، فرسوده و کلیشه ای است. اما با تعمق درمورد آن ، چقدر برای همه ما که در تمام این فصول دنبال کرده ایم ، تلخ و شیرین است ، پیروزی ها و پیروزی های یکی از پیچیده ترین درام هایی را که تاکنون برای تلویزیون جلب کرده است.

مانند بسیاری دیگر طرفداران این لحظه هستند ، من در تمام مدت زمانی که با این شخصیت ها گذرانده ام ، تعجب می کنم از دست دادن شخصیتهایی که دوست داشتم از آنها متنفر باشم و از آنها متنفرم و از اینکه آنها را دوست داشته باشم و اینکه چگونه این احساس به همان اندازه در مورد کسانی که هنوز اطراف هستند باقی می ماند ، از اولین و مهمتر از همه با مردی است که با محبت به عنوان "پرش" شناخته می شود.

جیمز گاندولفینی با استخراج لایه های بسیار پیچیده و متضاد آنتونی سوپرانو ، برای خود یک جهنم حرفه ای ساخته است. او مردی است که دائماً با خواسته هایی که جنبه های شغلی و شخصی زندگی اش از او خواسته اند در تضاد است. او در بعضی مواقع تلاش می کند تا انتخاب های صحیحی را انجام دهد که امکان انجام آن وجود دارد ، اما مانند اکثر ما ، او موفق می شود و اغلب این کار را انجام می دهد. و مانند بسیاری از ما ، او هم از خانواده نزدیک خود و هم از خانواده ای که در "زندگی غیر منتخب خود" عضوی است ، محبت کرده و به شدت محافظت می کند. اما شباهت ها در جایی متوقف می شود که اکثر ما قسم می خوریم که تمام تلاش خود را برای کشتن هرکسی که جرات تلاش برای آسیب رساندن به اعضای خانواده خود را داشته باشد انجام خواهیم داد. تونی فقط سوگند یاد نمی کند که این کار را انجام دهد ... غالباً از او خواسته می شود که همان کار را انجام دهد (یا به شخص دیگری دستور دهد که از آن مراقبت کند) ، و این کار را بدون از دست دادن ضربان انجام خواهد داد.

اما او بدون گناه ، پشیمانی ، شکست ها و انواع مختلف "آشیتا" که یک رئیس بزرگ اوباش و یک مرد خانواده "فداکار" را آزار می دهد ، نیست. پس ، پسری که چنین مشکلی وجود دارد و حتی نمی تواند در موردش با همسرش یا نزدیکان خود صحبت کند ، کجا می رود؟

با دکتر جنیفر ملفی سکسی ، متلک و ماهر دیدار کنید. برای قسمت بهتری از هفت فصل ، لورین براکو این روانپزشک را با روکش جذاب موکسی ، جذابیت و کنتراست آغشته کرده است که شگفتی هایی را برای حرفه ای به وجود آورده است که این یک راز نیست که در بعضی مواقع می توان درمانگران را بیش از مشتریان خود جلب کرد. خونسردی او به ندرت هرگز تمام اشک ها ، تمسخرها و دلخوری های تونی را شکسته است ، حتی وقتی که یک تنش جنسی وجود داشته باشد (و در بعضی مواقع همچنان ادامه دارد) به حدی که بتوانید آن را با اره برقی برش دهید. و وقتی دیوارهای عاطفی او شکسته شد ، (مانند کوچک شدن خودش ، دکتر الیوت کوفربرگ ، با بازی پیتر بوگدوناویچ غیر قابل انعطاف) ، مخاطبان برخی از تلویزیون های شایسته امی رفتار کرده اند. بنابراین تعجب آور نیست که این نمایش قبلاً بارها مورد ستایش قرار گرفته است.

بدون تبلیغ و قضاوت ، و هرگز فروش نرم و ناپسند کارهایی که آنها برای زنده ماندن در جهان زیرین قتل انجام می دهند ، مواد مخدر ، پیوند ، قمار و فحشا ، SOPRANOS همچنین با ضعف ها و شکست های بسیار انسانی این "فرزندان خردمند" که ممکن است "عاقل" باشند ، اما اغلب به روشی نیست که در زندگی آنها حساب می شود. معامله با عزیزانشان یا حتی ناامنی های عظیم خودشان ، به خاطر تمام مقاومت خارجی آنها.

و این کار را به دیوید چیس ، پسر زیرک تفنگ سپرد ، تا بهترین افشاگری ها را نجات دهد از زندگی شخصیت ها برای آخرین. پائولی گوالتیری (تونی سیریکو) که متوجه شد پدر و مادرش آن چیزی که فکر می کرد نبوده است ، بنابراین وی را به زیر سال بردن از حس و حال خود سوق داد. سرپرست بابی 'باکالا' باکالیری (استیون شیرپیرا) اکنون تمرکز خود را از مراقبت و تغذیه سالخوردگی سوپرانو "جونیور" (دومنیک چیانیز) ، به همسر جدید خود و خواهر تونی ، جانیس (آیدا تورتورو) و پسر تازه متولد شده خود تغییر داده است ، چشیدن طعم آنچه را که تونی باید پشت سر بگذارد ؛ کریس مولتیسانتی (مایکل ایمپریولی) ، پروتیژ شماره یک تونی که این نقش را در نقش تقویت شده کاپیتانی خود افزایش می دهد ، هنوز هم تلاش می کند جایگاه خود را در "زندگی" با جاه طلبی های خود برای تبدیل شدن به یک فیلمنامه نویس / تهیه کننده و شیاطین سازگار کند. او را به خاطر مقصر بودن در مرگ نامزد فقیدش ، آدریانا لا سروا (Drea De Matteo) ، تحت تعقیب قرار می دهد.

و حال سیلویو دانته (بازیگر شگفت انگیز و عضو گروه موسیقی E-Street گروه) ، تونی دست راست و معتمد مورد اعتماد ، که همیشه راضی بوده است که یک شرکت شرکتی باشد ، اکنون توسط خانم خود (مورین ون زندت "همسر واقعی" و "همسر واقعی") تحت فشار قرار می گیرد تا مورد توجه قرار گیرد؟ اوه ، من فقط می توانم صفحات و صفحات مربوط به شخصیت های اصلی مختلف و نقش های آنها را در طرح کلی (و برنامه ریزی) همه چیز و همه ستارگان مهمان شگفت انگیز که چنین گرانش و سنگریزه قابل توجهی را به مخلوط اضافه کرده اند ، ادامه دهم. (از جمله جو پانتولیانو ، مدیر مهمان استیو بوسمی ، تیم دالی ، رابرت پاتریک ، آنابلا سیوررا ، پل مازورسکی ، رون لایبمن ، فرانکی والی و اخیراً هال هلبروک).

افراد بینایی محدود هستند که ادعا کنید که THE SOPRANOS هیچ ارزشی و لیاقتی ندارد. که تمام آنچه انجام می دهد این است که سبک زندگی خشن و غیراخلاقی شخصیت های لشکرکش را ستایش می کند. من مایل هستم فیش حقوقی بعدی خود را شرط ببندم که اکثر این افراد هرگز یک قسمت کامل را ندیده اند ، چه رسد به بخشی از آن ... این برای آنها ، آنچه که در سطح است بریده و خشک شده است. ناراحت از اینکه آنها هرگز نخواهند فهمید که این مسئله فقط مربوط به اوباش است ، همانطور که SIX FEET UNDER فقط مربوط به یک خانه تشییع جنازه بود ، یا اینکه DEADWOOD چیزی بیش از یک داستان کثیف در مورد بی قانونی در غرب قدیم نبود.

با تشکر از آقای Chase و تک تک افرادی که برای کمک به ارائه یک نگاه اجمالی به ما چگونگی چگونگی تغییر دنیایی که ما برای اولین بار با تلاش ماریو پوزو و فرانسیس فورد کاپولا با آن روبرو شدیم ، امروز در زمان ما تغییر کرده است ...

و بخاطر اینکه به ما اجازه داده ایم این کار را از فاصله ای امن ، در راحتی اتاق نشیمن انجام دهیم.

در مورد شانس یک ساعت تماشای تلویزیون دراماتیک فرهنگ ما دوباره در این مقیاس؟

جهت دانلود سریال The Sopranos 1999 (سوپرانوها) دوبله فارسی بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


چیز زیادی نمی توان به سوپرانوها اضافه کرد. این یک شاهکار در داستان نویسی است که از شخصیت های خود برای بیان مطالبی در مورد موضوعات مختلف استفاده می کند. می تواند هم بسیار واقعی و هم بسیار انتزاعی باشد. این نمایشی است که تماشای آن بی رحمانه و سخت است، اما همچنین عمیقا سرگرم کننده و خنده دار است. چیزهای زیادی می‌توان گفت، بنابراین من فقط می‌خواستم افکارم را در هر فصل خلاصه کنم.

برای مرجع، در اینجا رتبه‌بندی من از فصل‌ها، از بهترین تا بدترین است (اگرچه هیچ کدام از فصل‌ها وجود ندارد. فصل‌ها بد هستند، بیشتر شبیه کامل تا عالی هستند): 3، 6B، 1، 5، 2، 6A، 4

همچنین پنج قسمت برتر من، بدون ترتیب خاصی، باید Funhouse باشد، Pine Barrens، Test Dream، Long Term Parking و Blue Comet.

S1: فصلی که همه چیز را آغاز کرد. این قطعاً یک نکته برجسته است: ما با دسته ای از شخصیت ها آشنا می شویم که همه آنها فوراً به یاد ماندنی می شوند. نه همه آنها: می توانم بگویم سیلویو، ای جی، و آدریانا مدتی طول می کشد تا به شخصیت های بزرگ تبدیل شوند. اما خط داستانی فوق العاده است. این یک داستان اوباش است، اما با یک پیچش: او یک کوچک شدن را می بیند. در ابتدا این یک داستان ساده اوباش است، اما به مبارزه قدرت علیه جونیور تبدیل می شود. این داستان اوباش تبدیل به یک افشاگری غم انگیز از مادرش می شود که تبدیل به شرور واقعی می شود. اتفاقی که در زندگی واقعی رخ داد مایه تاسف است زیرا لیویا سوپرانو شخصیت فوق‌العاده‌ای است و میراث او حتی در مرگ نیز برای نمایش بسیار مهم است. آنچه مهم است خلق شخصیت های کاملاً وحشتناکی است که ما آنها را دوست داریم و به آنها اهمیت می دهیم. تونی یک مرد خانواده فداکار است. پائولی یک خرده شکن است. و کریستوفر فقط می خواهد در فیلم کار کند. بهترین قسمت‌های این فصل عبارتند از: خلبان، کالج، افسانه تنسی مولتسانتی، ایزابلا و من رویای جین کوزامانو را می‌بینم.

S2: این فصل عموماً یکی از بهترین فصل‌هاست که من نمی‌دانم. کاملا موافقم در حالی که آن را قوی به پایان می رسد، من فکر می کنم آن را با قسمت های اساسی به اندازه کافی پر نیست. بیشتر قسمت‌ها به دشمنی ریچی آپریل اختصاص دارد که اگرچه سرگرم‌کننده است، اما بیشتر فصل پر از اپیزودهای تامل برانگیز و تأثیرگذار سریال نیست. شخصیت های مهم زیادی را معرفی می کند. از نظر موضوعی تمرکز کمتری نسبت به فصل اول دارد، موضوع کلی مرگ و عدم قطعیت وجود دارد اما کمتر به خانواده می‌پردازد. سه قسمتی که برای من برجسته است عبارتند از: From Where to Eternity، The Knight in White Satin Armor و به خصوص Funhouse. Funhouse اولین قسمتی است که سکانس‌های رویایی را معرفی می‌کند که برای مدتی طولانی باز نمی‌گردند، اما برای من مهم هستند. این به پارانویای این مرد می پردازد که می ترسد هر یک از این افراد بتواند او را از پشت خنجر بزند یا بکشد. و متأسفانه، حق با او ثابت شده است.

S3: فصل کلی مورد علاقه من. این اولین فصل بدون تاکید زیاد روی طرح کلی است. در واقع می توانم بگویم تا اینجا ضعیف ترین فینال را دارد. همانطور که گفته شد، این یکپارچه ترین کیفیت قسمت را در کل نمایش دارد و بهترین تداوم موضوعی را دارد. این فصل تماماً در مورد زندگی روزمره افرادی است که تحت تأثیر تونی سوپرانو قرار گرفته اند، از همسرش گرفته تا مادرش، تا گوما، خانواده و اطرافیانش. تنها اپیزودهایی که می‌توانم بگویم 10/10 نیست، همان قسمتی است که جکی جونیور (هیچ چیز مخالف شخصیت) و چهار Pine Barrens قبلی را معرفی می‌کند. این اولین فصل بدون تهدید مداوم برای تونی است، حتی رالف فقط یک مزاحم جزئی می شود. به این ترتیب، نویسندگان آزادی دارند که از آن برای خلق اپیزودهایی استفاده می کنند که برای خواندن لذت بخش بسیار منزوی تر و محدودتر می شوند. اپیزودهای وحشیانه (دانشگاه، کارمند ماه)، اپیزودهای خنده دار (محله آقای روگریو، Pine Barrens) و قسمت های غم انگیز (Proshai Livushka، Army of One) وجود دارد. این فصل دارای محتوای غنی است و ارزشمندترین فصل است.

S4: قابل درک است که ضعیف ترین فصل است. خیلی ضعیف شروع می شود و کمی طول می کشد تا عالی شود. بد نیست، اما داستان کلی خیلی درگیر کننده نیست و قسمت ها آنقدر صحنه های عالی ندارند. هنوز هم همان سبک قبلی است، بنابراین هنوز خوب است، اما بسیاری از ضربه ها را از دست می دهد. The Weight اولین اپیزودی است که خطرات و تأثیر واقعی بر داستان دارد. اما اولین اپیزود فوق‌العاده هر کسی این کار را انجام داد است، که یک شخصیت منفور (که تا حدودی برایش متأسف بودیم) را می‌کشد تا یکپارچگی دراماتیک و مضمونی را تا حد مرگ در سوپرانوها برآورده کند. این با اختلاف تلخ ترین قسمت سریال است. ما دو اپیزود عالی دیگر داریم، The Strong، Silent Type و Whitecaps، اما فصل قبل از این مشکلات زیادی داشته است. کارمین لوپرتازی، که گروهش به بخش مهمی از نمایش تبدیل می‌شود، هرگز به اندازه کافی برای اشاره به این تهدید به او اهمیت داده نمی‌شود. مانند 3، تمرکز کمتری روی خط داستانی خود دارد، اما بدون اپیزودهای قوی 3، به راحتی تبدیل به ضعیف ترین فصل می شود.

S5: این یک ارتقاء قابل توجه از فصل 4 است. این احتمالاً بیشترین ثابت بودن فصل ها، چون اکثر قسمت ها خیلی خوب هستند. در اینجا تعداد زیادی قسمت تاریک وجود دارد و تونی سوپرانو همدردی زیادی با من از دست می دهد. در طول این فصل، در تمام کارهای خوبی که ممکن است انجام دهند و اتفاقاتی که برای آنها می افتد، عملاً به ما یادآوری می شود که آنها افراد بدی هستند که عمداً کارهای بد انجام می دهند. این فصل تقریباً احساس می کند که ما را به خاطر دوست داشتن این شخصیت ها مجازات می کند. در کمال تعجب، کریستوفر مولتسانتی به یکی از دوست داشتنی ترین شخصیت ها تبدیل می شود، زیرا در این فصل از نظر عاطفی ویران شده و مجبور به تصمیم گیری های بد می شود. تنها شکایت من در این فصل این است که فیل لئوتاردو کم استفاده شده است، بنابراین مرگ تونی B آنقدر که بود احساس اجباری به تونی نمی کند.

S6A: این فصل بسیار قوی باز می شود. تونی تیراندازی شد - و ما در یک منطقه برزخ طولانی دو قسمتی منتظر هستیم. این منجر به ایده تناسخ تونی، رستاخیز اخلاقی او می شود. پنج فصل درمان، و این احساس شروع یک مرد بالقوه خوب است، اما همانطور که این فصل نشان می دهد، این هرگز دوام نخواهد داشت. این فصل به این موضوع مربوط می شود که آیا این شخصیت ها بتوانند خود را در پایان بازخرید کنند. با این حال بزرگترین مشکل در این نیمه این است که بر روی طرح ویتو تمرکز می کند، یک توسعه داستان جالب که بسیار طولانی تر از آنچه نیاز است، طول می کشد. از نظر اپیزود، کل مبارزه ویتو فقط به یک قسمت نیاز داشت. از نظر داستانی فقط واقعاً منجر به درگیری های بیشتر بین دو خانواده می شود که باید قبلاً نشان داده می شد. به طور کلی، یک شروع قوی اما یک نتیجه ضعیف تر.

S6B: این به طور شگفت انگیزی پایانی تفرقه انگیز برای نمایش است. اپیزود آخر یعنی سکانس آخر را متوجه شدم. اما کل این فصل گذشته بر خلاف چیزی است که می خواهیم. قبل از آخرین قسمت، ما می‌خواهیم تونی با یک مرد خوب مبارزه کند و با فیل لئوتاردو شرور مبارزه کند، زیرا او راه خود را به سمت رستگاری اخلاقی طی کرده است. اما همانطور که این فصل نشان می دهد، این شخصیت ها واقعاً تغییر نکرده اند. این شخصیت ها خیلی قدیمی هستند، تأثیرات والدین و فرهنگ جنایی آنجا منجر به انتخاب هایی می شود. فرزندان آن‌ها می‌توانند تفاوت‌هایی ایجاد کنند، چیزی که با AJ مهم می‌شود، که در نهایت به زندگی خوبی می‌رسد. اما همانطور که ملفی می‌داند، این ایده که تونی سعی می‌کند مرد بهتری باشد، یک تخیل کامل است. واقعاً سعی می کند با این واقعیت کنار بیاید که کار بدی می کند. او شروع به بازیابی همدردی ما کرده است، اما زمانی که کریس را کشت، ما حمایت او را از دست دادیم. با این حال، چند قسمت آخر لحظاتی از نابودی کامل اطرافیانش است که ناشی از خطاهای خودش است. مانند مادرش، به نظر می رسد که تونی در مرگ بر همه اطرافیانش بدبختی خواهد گذاشت. و بله، تونی درگذشت. در حالی که از نظر موضوعی می‌دانم که نشان‌دهنده آخرین لحظات آرامش تونی قبل از فروپاشی همه چیز است، فکر می‌کنم عکس‌های کافی به این معنی است که کسی بعد از تونی آنجا بوده است. آخرین شلیک محکم می‌تواند به این معنی باشد که تونی از سمت چپ شلیک شده است، دقیقاً همان طور که فیل کشته شد، و ما می‌دانیم که فیل بلافاصله کشته شد و منجر به سیاه‌آوت شد.

جهت دانلود سریال The Sopranos 1999 (سوپرانوها) دوبله فارسی بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


در 10 ژانویه 1999، یک اوباش در مطب یک روانپزشک قدم زد و بقیه اش تاریخ است. من اخیرا The Sopranos را تماشا کردم، و اولین چیزی که بعد از اتمام قسمت آخر به ذهنم رسید این بود که "چرا این را زودتر تماشا نکردم؟". من هرگز این نمایش را دست کم نگرفتم، زیرا چیزهای عالی در مورد آن شنیدم، اما چیزهای بدی نیز در مورد آن شنیدم. و این اشکالی ندارد، زیرا نمایشی برای همه نیست. اگر از فیلم های مافیایی لذت می برید، حتی در سطح کوچک، قطعاً از این لذت خواهید برد. اگر از فیلم های مافیایی لذت نمی برید، پس احتمالاً به هر حال از آن لذت خواهید برد. دلیل اینکه من این را با فیلم‌ها مقایسه می‌کنم، این است که در سطحی یک فیلم است. یک نمایش سینمایی است. قبل از سوپرانوها، نمایش هایی مانند Friends، Seinfeld و غیره همگی یک چیز را به اشتراک می گذاشتند. یک قسمت 20 دقیقه ای، آنها لزوماً به یکدیگر متصل نبودند، اما مردم همچنان از آنها لذت می بردند. حالا سوپرانوها، خیلی ها گفته اند که اساسا یک فیلم 13 ساعته است. به این دلیل که هر فصل 13 قسمت دارد (به جز قسمت آخر). تصور می‌کنم برای دیوید چیس (خالق) چه چالشی باید باشد که تلویزیونی را انتخاب کند. طبیعتاً او رد شد. غیرممکن بود که سوپرانوها بخشی از یک شبکه تلویزیونی باشند. من معتقدم که محدودیت در شبکه تلویزیونی، حدود 42 دقیقه در هر قسمت است (سپس وقت استراحت و موارد دیگر دارید). خوشبختانه HBO تصمیم گرفت این برنامه را روی آنتن دهد. یک قسمت حدود 52-60 دقیقه است، و این برنامه بود که HBO را روی نقشه قرار داد (بعدها نمایش هایی مانند Game of Thrones، Boardwalk Empire، Westworld و غیره را تولید کرد). وقتی اولین قسمت در سال 1999 پخش شد، عصر جدیدی از تلویزیون آغاز شد. بینندگان با مفهوم ضدقهرمان به عنوان قهرمان نمایش آشنا شدند. این بسیاری از مردم را شوکه کرد، زیرا آنها عادت داشتند افراد بد را در فیلم ببینند، سپس در پایان کشته شوند. با گفتن این حرف، سوپرانوها بلافاصله انقلابی شدند. تصور می‌کنم مردم هنگام تماشای آن چه احساسی داشتند و به «نمایش درباره یک پسر بد» فکر می‌کردند؟ قبلا هرگز انجام نشده بود... اما بعد از فصل اول، مردم متوجه شدند که این فصل خاص است و دلیل آن متفاوت و منحصر به فرد بودن آن است. بزرگترین نکته در مورد این نمایش، به جز خط داستانی و ساختار، باید بگویم که انتخاب بازیگران است. این یکی از آن نمایش‌هایی نیست که بازیگران اصلی آن خوب هستند، و پس از آن عوامل اضافی فقط برای ایفای نقش وجود دارند. تک تک افرادی که در تیراندازی قرار دارند، بسیار دقیق هستند. باید به دیوید چیس اعتبار بدهم که می دانم به جزئیات توجه زیادی دارد. این احمقانه است که چگونه نمی توانی افراد دیگری را در نقش آن شخصیت ها تصور کنی، و این به این دلیل است که هیچ کس نمی تواند آنها را مانند بازیگران بازی کند. اجرای جیمز گاندولفینی احتمالاً قدرتمندترین اجرای تلویزیون است. من برنامه های زیادی دیده ام و تا به حال چنین بازی درخشانی ندیده ام. وقتی مردم اجرای او را با برایان کرانستون در سریال Breaking Bad مقایسه می کنند، متنفرم. اشتباه نکنید، این یکی از بهترین اجراها نیز هست، اما باید بدانید که اگر سوپرانوها نبودند، بریکینگ بد یا والتر وایت وجود نداشت. سوپرانوها درهای بسیاری از نمایش‌ها را باز کردند، مانند بریکینگ بد، دیوانه‌ها و غیره. نکته مهم دیگر در مورد نمایش، نوشتن است. هر شخصیت قوس خاص خود را دارد. می توانید ببینید که چگونه آنها در طول نمایش پیشرفت می کنند. به جز مفهوم ضد قهرمان، فکر می کنم اولین نمایشی بود که توسعه شخصیت را معرفی کرد. چیزی در مورد نحوه نگارش شخصیت ها وجود دارد. فقط ایده اصلی نمایش، زندگی حرفه ای و شخصی یک اوباش که با کار و خانواده اش دست و پنجه نرم می کند، درخشان است. موضوعاتی مانند بیماری، اهمیت آن، وفاداری، عشق، اعتماد، نفرت، مرگ و بسیاری موارد دیگر را درمان می کند. شما می بینید که شخصیت ها تغییر می کنند، تکامل می یابند، شما شروع به دوست داشتن آنها می کنید، شروع به دوست نداشتن آنها می کنید. این بهترین نمایش نوشته شده تا به امروز است. تاریک، شوخ، بدبینانه و از همه مهمتر اعتیادآور است. دیوید چیس تصمیم گرفت کاری را انجام دهد که هیچ کارگردان دیگری قبلاً انجام نداده بود. او خشونت، مواد مخدر، سکس و دیگر عناصری را که هیچکس فکر نمی کرد در تلویزیون قرار دهد را نشان داد. این تلویزیون در سینما پیشگام بود، بیماری روانی را جدی گرفت، نحوه تماشای تلویزیون را تغییر داد. من اپیزودها و خط داستانی رو مرور نمیکنم چون نمیخوام این شاهکار رو اسپویل کنم ولی یه چیز دیگه باید بگم... هر کاری داری بس کن! این نمایش یک ضرورت است، چیزی که باید تماشا کنید، پس این کار را انجام دهید.