دانلود سریال Star Trek: Discovery 2017 دوبله فارسی

دانلود رایگان سریال Star Trek: Discovery 2017

ژانر :
علمی تخیلی و فانتزی اکشن و ماجراجویانه
امتیاز :
7.2/10
وضعیت :
Returning Series
کشور :
ایالات متحده آمریکا
زبان :
انگلیسی
سال :
2017
زمان :
60 دقیقه
زمان پخش قسمت بدی :
02.مهر 1396
تعداد فصل :
3
تعداد قسمت :
42
خلاصه داستان :

ده سال قبل از Kirk ،Spock وEnterprise دنیاهای جدیدی که دارای زندگی میباشند را کشف می کنند ،یک افسر Starfleet میخواهد همه چیز را به بیگانگان بیاموزد که...

Follow the voyages of Starfleet on their missions to discover new worlds and new life forms, and one Starfleet officer who must learn that to truly understand all things alien, you must first understand yourself.

IMDb
7.2/10

خلاصه داستان و اطلاعات سریال Star Trek: Discovery 2017

ده سال قبل از Kirk ،Spock وEnterprise دنیاهای جدیدی که دارای زندگی میباشند را کشف می کنند ،یک افسر Starfleet میخواهد همه چیز را به بیگانگان بیاموزد که...
پیشتازان فضا اکتشاف ، نام سریالی ماجرایی و علمی تخیلی می‌باشد که توسط برایان فولر ساخته شده است. این سریال ماجراهای ده سال قبل از کاپیتان کرک ، اسپاک و اینترپرایز را دنبال می‌کند که طی آن گروه استارفلیت در پی یافتن دنیاهای جدید و تازه هستند. در این بین یک افسر استارفلیت می‌بایست یاد بگیرد که برای درک چیزهای بیگانه ، ابتدا می‌بایست خودش را پیدا و درک کند و…

جهت دانلود سریال Star Trek: Discovery 2017 با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


من این سریال را تا فصل 3 ، قسمت 4 تماشا کرده ام. اینگونه خلاصه می کنم که نمایش:

خوب:
  • ارزش تولید < / ul>

    بد:
    • همه موارد دیگر


    بیشتر سریال های اصلی Star Trek را تماشا کرده ام اما هرگز خودم را طرفدار Star Trek می دانم. از طریق STD چند قسمت "خوب" رخ داده است ، اما حدود 90٪ فقط زباله است. در اینجا مشکلات اصلی وجود دارد:

    فیلم نامه نویسی: هر قسمت در مورد چگونگی رابطه قهرمان اصلی با یک عضو دیگر است. این از فرمول سنتی اپرای صابون استفاده می کند ، جایی که یک شخصیت چیزی را لال یا بد می گوید و یا می کند ، و دوست او عصبانی می شود. فقط گفتن "من X را به خاطر Y انجام دادم و می توانم وضعیت را حل کنم". در عوض ، ما چند قسمت از شخصیت ها را پیدا می کنیم که با یکدیگر فریاد می زنند. تنش وقتی حل شود که آنها در یک نقطه تنگ با هم باشند و متوجه شوند که بعد از همه چیز آنها هنوز دوست هستند. این بارها و بارها تکرار می شود. آنچه باعث خستگی بیشتر آن می شود این است که شخصیت ها از این تجربیات چیزی نمی آموزند. شخصیت جالب توجهی وجود ندارد.

    شخصیت هایی که من واقعاً نمی خواهم بازیگران را سرزنش کنم. فقط می توانم تصور کنم که اجرای یک عملکرد مناسب و معقول با فیلمنامه نویسی از این دست دشوار است. به نظر می رسد دو مشکل در مورد همه شخصیت ها وجود دارد: شخصیت آنها کلیشه ای است ، مشکلات "شخصی" آنها بسیار عمومی است ، و توسعه شخصیت اساساً به این معنی است که آنها به خود اعتماد به نفس پیدا می کنند و با دوستانشان آرایش می کنند. همه شخصیت ها را می توان بین انواع "خجالتی اما حساس" و "قاطعانه اما غیر حساس" تقسیم کرد. شخصیت های خجالتی بیشتر قاطع می شوند ، در حالی که شخصیت های قاطع حساس می شوند. شخصیت ها زمینه های مختلفی دارند اما در واقع ساختار عمیقی ایجاد نمی شود. یک نفر تند و زننده است ، زیرا او از جهان تند و زننده ناشی می شود ("درگیری داخلی" این شخصیت این است که او به شخصیت اصلی ما اهمیت می دهد ، بدین ترتیب: تبدیل قاطعانه اما غیر حساس به ادعایی - اما حساس). شخصیت دیگر خجالتی است زیرا گونه او خجالتی است (درگیری داخلی او این است که او یک افسر فرمانده است ، اما همچنین حساس است. او می آموزد که گونه های او نیز می تواند قاطع باشد و تعارض حل می شود).

    از آنجا که همه کاراکترها عمومی هستند ، بنابراین هیچ انگیزه متمایزی برای اقدامات خود ندارند. همه آنها علم را دوست دارند و قادر به ساخت ماشین معجزه گر در 5 دقیقه هستند. به همین دلیل آنها آنجا هستند. تمام پیوندها یا درگیری های بین آنها نیز عمومی است ، زیرا همه اساساً یکسان هستند: یک فرد خوب با مشکلات اعتماد به نفس. و از آنجا که همه شخصیت ها عمومی هستند ، شما واقعاً به آنها اهمیت نمی دهید. نمی توانم تصور کنم که هیچ فرد عادی خود را به عنوان یکی از شخصیت ها ببیند. این یک مشکل واقعی است ، از آنجایی که قوس داستان خالی است و شما فقط اپرای صابون بین کهکشانی دارید ، واقعاً برای شما مهم نیست که چه اتفاقی می افتد. آیا X و Y باید با هم باشند یا نه؟ من واقعاً آنها را نمی شناسم ، بنابراین خیلی برایم اهمیتی ندارد.

    باز هم ، مردم بازیگران را به خاطر شخصیتهای ناباب سرزنش کرده اند. فکر می کنم مشکل در فیلمنامه نویسی باشد. اگر هیچ ماده واقعی برای ساختن شخصیت خود به دست نیاورید ، فارغ از اینکه چه کسی بازیگری را انجام می دهد ، یک شخصیت خالی خواهید داشت.

    نویسندگان علمی و تخیلی ، تهیه کنندگان و کارگردان کارگردان نیستند. به نظر می رسد که می فهمید علمی تخیلی چیست یا چگونه کار می کند. هسته اصلی آن این است: شما باید در عین حال سعی کنید که ممکن را ادامه دهید در حالی که انسجام داستان را حفظ می کنید. یا بطور مشخص: شما قوانین طبیعت را می گیرید و سعی می کنید بدون کنار گذاشتن آنها ، آنها را گسترش دهید. به همین دلیل "داستان علمی" آن است. Star Trek معمولاً این کار را با مراجعه به "subspace" انجام داده است که هرگز توضیح داده نمی شود و اشکالی ندارد! Subspace در واقع یک وسیله طرح برای کشش ممکن است و همچنان ما را در داستان نگه می دارد. صحنه ای در این نمایش وجود دارد که بازیگران ما بلافاصله از آن طرف کهکشان منبع نوری می بینند. این برای فیلم نامه مهم است ، اما هرگز توضیح داده نمی شود و توجیه نمی شود. هیچ اشاره ای به زیرفضا یا هر ناهنجاری دیگری نمی شود. این فقط امری بدیهی است.

    Technology مشکل دیگر غیرقابل قبول بودن ابزارهای علمی یا به عبارت دقیق تر ، نحوه استفاده از آنهاست. بازیگران اصلی ما با کشتی ای سفر می کنند که قادر است بلافاصله خودش را به میل خود به مکان دیگری در کهکشان منتقل کند. همچنین این تنها کشتی است که قادر به انجام این کار است. عجیب به نظر می رسد بهترین استفاده ای که می توانند از آن داشته باشند گشت و گذار در مکان های مختلف است. در طول این سریال ها جنگی بین فدراسیون ("طرف ما") و یک امپراتوری خصمانه وجود دارد. آیا داشتن آن موتور در کشتی جنگی مفیدتر نخواهد بود؟ یا حمل وسایل مهم به سیاره هایی که دچار بحران شده اند چطور؟ برای مقایسه: در Star Trek: The Next Generation (TNG) شخصیتی وجود دارد که اندروید است (Data). او در مقایسه با هر شکل زندگی قوی تر ، سریعتر ، باهوش تر و غیره است و فقط یک اندروید دیگر وجود دارد که مانند او (برادر شرور او) است. نویسندگان TNG فهمیدند که انجام داده ها به دلیل مهارت های او غیرقابل تصور است ، و بنابراین آنها اپیزودی را در مورد آن نوشتند که دلیل عدم امکان تکثیر داده ها را توجیه می کنند. سوراخ طرح بالقوه مهر و موم شده است.

    ارزش تولید قسمت خوب این است: خوب به نظر می رسد. همه چیز نرم و سریع است. و جالب به نظر می رسد اما در اینجا نیز من چیزی برای انتقاد دارم: به نظر می رسد ملایم و عام است. هیچ شخصیتی واقعی در تمام این فناوری وجود ندارد. فقط صاف به نظر می رسد. در مقابل ، من فکر می کنم قسمت 8 جنگ ستارگان (بله ، آن یکی) در واقع این کار را درست انجام داده است. ترکیب عجیب و غریب retro-scifi شخصی به نظر می رسید! و هنوز نرم و صاف است. این ممکن است یک سلیقه شخصی باشد ، بنابراین من نمی خواهم منفی برای آن بدهم. مشکل برای من این است که این نمایش از نظر محتوایی بسیار کسل کننده است. تنها چیزی که باقی مانده است ، تصاویر خوب است.

    همانطور که گفته شد ، من یک طرفدار واقعی Star Trek نیستم. من به این مفهوم احترام می گذارم و امیدوارم تهیه کنندگان ، نویسندگان و کارگردان سریال های قدیمی را که واقعاً کار کرده اند تماشا کنند. نیازی نیست که دوباره همان کار را تکرار کنید. همیشه می توانید تنوع را انجام دهید به شرطی که بفهمید چه چیزی در این مجموعه ها وجود دارد که همچنان مردم را به تماشای آنها ترغیب می کند.

    نتیجه گیری بدبینانه من این است: Star Trek یک حق رای دادن علمی تخیلی است. این موضوع را برای صنعت مدرن مبتنی بر "مصرف و حرکت دادن" در جریان مستقیم قرار می دهد. این دلیل واقعی این است که این نمایش همان چیزی است که هست. عملکرد آن کسب درآمد است تا زمانی که کسی آن را تماشا کند.

    جهت دانلود سریال Star Trek: Discovery 2017 با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


    وقتی Star Trek The Next Generation شروع شد من دلهره داشتم اما خیلی زود عاشق نمایش شدم. با نمایش های دیگری که به دنبال آن انجام شد (Deep Space Nine، Voyager، Enterprise) من از هر کدام بی نهایت لذت بردم. بنابراین من در مورد Discovery هیجان زده شدم. من قسمت اول را تماشا کردم و تحت تأثیر قرار نگرفتم. اما یک قسمت تنها اغلب برای قضاوت در مورد یک نمایش کافی نیست ، بنابراین من به آن فرصت دادم. پس از چند قسمت دیگر ، دیگر تمایلی به تماشای هرچه منصرف شدم باقی نماند. من شنیده ام که فصل 2 بهتر است اما قصد ندارم یک فصل کامل از قسمت های متوسط ​​و بد را فقط برای رسیدن به قسمت های خوب تجربه کنم.

    پس چرا آن را دوست ندارم ؟ برای مبتدیان شخصیت اصلی را بعید دانستم. من می دانم که تقصیر این بازیگر نیست زیرا من شخصیت او را در مردگان متحرک دوست داشتم. با تماشای این برنامه ، هرچند تازه متوجه شدم که او غیرقابل ارتباط است و هیچ گرمی ندارد. به نظر می رسید نمایش از همین الگوی پیروی می کند. افسر عالی تصمیم می گیرد. شخصیت اصلی با غرور می گوید آنها اشتباه می کنند. شخصیت اصلی ثابت شده است درست است. من می دانم که او قرار است توسط کلینگون ها آموزش ببیند اما اسپوک ، توووک و غیره همه گرمای کافی داشتند بدون اینکه خیلی آزار دهنده باشند. هر نمایش دیگری یک قهرمان اصلی (Janeway ، Archer و غیره) داشت که قدرت نشان می داد و در عین حال لحظات کافی از گرما و ضعف را برای تماشاگران نشان می داد تا بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند. حتی پیکارد که در ابتدا به دلیل گرفتگی و سفت و سخت بودن به سرعت از بین رفت ، به سرعت نشان داد که چیزهای بیشتری نسبت به او وجود دارد.

    اکنون کلینگون ها. چرا اوه چرا آنها را چنین کرده اند؟ هیچ دلیل موجهی برای تغییر آنها از نمایش های دیگر ذکر نشده است (محدودیت های بودجه و فناوری تنها دلایلی بود که در نسخه اصلی متفاوت بودند). چرا سرانجام با کلینگون هایی ظاهر شدیم که مضحک به نظر می رسند و به روشی مضحک و کند سخن می گویند. به معنای واقعی کلمه به نظر می رسد بازیگرانی که از طریق ماسک های بد لاتکس صحبت می کنند ، که مسلماً همان چیزی است که به نظر می رسد ، علی رغم اینکه بدون شک آرایش های زیبایی دارند.

    از همه مهمتر موضوع و احساس کلی نمایش است. خوش بینی درخشان سفر به ستاره که می دانیم جای خود را به بدبینی تاریک داده است. بسیاری از موارد در مورد ظاهر نمایش قطعاً آشنا است. لباس فرم ، طراحی کشتی و غیره در آن دیده می شود. اما احساس غم انگیز عمومی است. سایر سریال های Star trek بدون تلاش زیاد برای "تاریک و ریز" بودن موفق به ارائه اکشن و تعلیق شدند. اگر من می خواهم علمی تخیلی تاریک و ریز را تماشا کنم ، نمایش هایی مانند The Expanse یا Altered Carbon را تماشا می کنم که این کار را بسیار بهتر انجام می دهند. یا راه اندازی مجدد عالی Battlestar Galactica که تقریباً نوع تاریک و جدی سریال های علمی تخیلی را محبوب کرده است ، محبوبیتی که اکنون به نظر می رسد Discovery در حال تبدیل شدن به آن است. برای همین موضوع ، شاید Discovery باید به جای اینکه وانمود کند که با تداوم ما می داند ، خود را به عنوان یک راه اندازی مجدد معرفی می کرد. این حداقل توضیح می دهد که فناوری بسیار پیشرفته تری نسبت به آنچه در نمایش هایی که قرن ها بعد پخش شده است دیده می شود.

    به طور خلاصه ، این نمایش تجربه Star Trek را که می شناسیم ارائه نداده است. بارها و بارها گفته شده است (و با دلیل خوبی) که اگر می خواهید نمایشی را تماشا کنید که احساس ستاره پیمایی می کند ، حال شما با The Orville بهتر است. چیزی که اگرچه کم و بیش به عنوان تقلید مسخره انگیز از یک سفر دریایی منشأ می گیرد ، اما خطوط داستانی و شخصیت هایی را بیشتر شبیه آنچه Trek واقعا باید باشد ، ارائه داده است. از طرف من ، Discovery به سادگی با جهان Star Trek که من عاشق آن شده ام نمی گنجد.