دانلود سریال Firefly 2002 دوبله فارسی

دانلود رایگان سریال Firefly 2002

ژانر :
درام اکشن و ماجراجویانه علمی تخیلی و فانتزی
امتیاز :
9.0/10
وضعیت :
Ended
کشور :
ایالات متحده آمریکا
زبان :
انگلیسی
سال :
2002 2003
زمان :
45 دقیقه
زمان پخش قسمت بدی :
29.شهریور 1381
تعداد فصل :
1
تعداد قسمت :
14
خلاصه داستان :

داستان در سال ٢۵١٧ روی می دهد، که جمعیت زیادی از انسانها به منظومه جدیدی کوچ کردند. مهاجرین در ده ها سیاره و صدها ماه این دنیای جدید ساکن شدند. منظومه جدید توسط آلیانس اداره میشود، مجموعه ای از سیارات داخلی که موفق شدند کل سیاره ها را زیر یک حکومت واحد اداره کنند. کاپیتان ملکوم رینولدز و دست یارش زوئی سربازهایی از جنگ "وحدت" هستند، جنگی ناموفق علیه آلیانس برای بدست گرفتن حکومت. بعد از جنگ ملکولم، سفینه باری سرنیتی را تهیه کرد و زندگی بخور و نمیری را برای خود و گروهش از طریق انجام کارهای غیر قانونی دست و پا کرد....

In the year 2517, after the arrival of humans in a new star system, follow the adventures of the renegade crew of Serenity, a "Firefly-class" spaceship. The ensemble cast portrays the nine characters who live on Serenity.

IMDb
9.0/10

خلاصه داستان و اطلاعات سریال Firefly 20022003

داستان در سال ٢۵١٧ روی می دهد، که جمعیت زیادی از انسانها به منظومه جدیدی کوچ کردند. مهاجرین در ده ها سیاره و صدها ماه این دنیای جدید ساکن شدند. منظومه جدید توسط آلیانس اداره میشود، مجموعه ای از سیارات داخلی که موفق شدند کل سیاره ها را زیر یک حکومت واحد اداره کنند. کاپیتان ملکوم رینولدز و دست یارش زوئی سربازهایی از جنگ "وحدت" هستند، جنگی ناموفق علیه آلیانس برای بدست گرفتن حکومت. بعد از جنگ ملکولم، سفینه باری سرنیتی را تهیه کرد و زندگی بخور و نمیری را برای خود و گروهش از طریق انجام کارهای غیر قانونی دست و پا کرد....

جهت دانلود سریال Firefly 2002 با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


من با مجبور کردن خودم به تماشای این نمایش شروع کردم و در همان چند قسمت آغاز شد. به گفته من ، این برنامه هرگز از تلویزیون ، استرالیا ، شبکه ، ماهواره یا کابل در استرالیا نمایش داده نشده است ، بنابراین پیش آگاهی من صرفاً مربوط به آنچه از وب سایت ها یا چت روم های اینترنتی در مورد آن به دست آوردم بود که اساساً همین امر علاقه من به دیدن آن را برانگیخت. بنابراین من اتفاقاً در حالی که یک روز در بخش دی وی دی یک فروشگاه HMV در مرکز شهر قرار داشتم ، با جعبه روبرو شدم و تصمیم گرفتم که آنجا و آنجا را بخرم ، بدون اینکه بدانم چه ریسکی را قبول می کنم و نمی دانم آیا واقعاً آن را دوست دارم. منظور من این است که ، من فهمیدم که جاس ودون ذهن خلاق جالبی دارد ، حتی من واقعاً از طرفداران بوفی نبودم ، من هنوز از پیچ و تاب های داستان و توسعه شخصیت های مداوم که آنها می توانستند در طول اجرای نمایش حفظ کنند ، خوشم آمد. مسلماً من علی رغم از دست دادن قسمتهای زیادی به دلیل ساعت بی مهری که کانال 7 در آن بازی کرد ، طرفدار آنجل بود. نوحه می خوانم که عبور را نشان می دهد. این به یک یا دو فصل دیگر احتیاج داشت و برخلاف بافی (اما مانند Firefly) زودرس به پایان رسید.

من روش Whedon را دوست دارم که بازیگران اصلی هر نمایش خود را به یک واحد خانوادگی تبدیل کند. شما آن را با Buffy ، Xander ، Willow ، Giles ، Spike و غیره داشتید. شما آن را با آنجل ، وسلی ، کوردلیا ، گان ، فرد و غیره داشتید. و آن را اینجا ، در کرم شب تاب دارید. اینها شخصیت هایی هستند که به یکدیگر اهمیت می دهند و شما بیننده نیز به نوبه خود از آنها مراقبت می کنید و با آنها همدردی می کنید. خیلی بد است که درست زمانی که نمایش به شدت به آن ضربه می زد ، خاتمه یافت ، زیرا آنقدر سریع و فوری نبود که بتواند اعدادی را که فاکس می خواست تحویل دهد ، ترجیح می داد به جای آن آهسته (و مسلماً سرعت اولیه را کمی خسته کننده می دانم تا بعداً من می دانستم که از ویژگی های منحصر به فرد و مواد قابل تغییر هر شخصیت که به من کمک می کند از نمایش بیشتر لذت ببرم) شخصیت ها را ساختم و آنها را به درستی به مخاطب معرفی کردم. شما احساس می کنید که ویدون در اپیزودهای آینده برای هر یک از آنها چیزهای زیادی در نظر گرفته است و من از این موضوع موضوعی و جهاتی که این نمایش می توانست گرفته باشد حیرت زده شده ام اگر فقط به آن فرصت بیشتری داده می شد تا به تمام ظرفیت بالقوه خود برسد. در اینجا مواد اولیه بسیار زیادی وجود داشت ، امکانات واقعاً بی پایان بودند.

ناتان فیلیون به عنوان کاپیتان / سرژ واقعاً یک لذت بود. دیدن چنین مردی از نظر عاطفی گوشه گیر که جنبه ای طنزآمیز (البته تاریک) از او داشت. تنها چیزی که به آن علاقه داشت زنده ماندن و حرکت به سمت جلو بود. بدون جاه طلبی ، بدون برنامه بزرگ. فقط برای او و خدمه اش که اساساً تنها خانواده او بودند ، به اندازه کافی و شاید کمی بیشتر کار کرد. ما در مورد حرفه نظامی او می دانستیم اما در اینجا مردی با بسیاری از اسرار تاریک حبس شده بود. بعضي از آنها ، به اعتقاد من ، بعداً ممكن بود او را آزار دهند. همچنین رابطه او با ایناری ، زنی که حرفه ای را تحقیر می كرد و به تعبیری می خواست او را از شر آن نجات دهد.

ازدواج بین Zoe و Wash و چگونگی وفاداری بی وقفه Zoes به Mal می تواند باعث اختلال در آن شود. تغییر نقش همسر و همسر در کار او در مورد چگونگی مبارز سرسخت اسلحه / سرباز سابق در حالی که او اساساً یک خلبان ترسو و علاقه به پیراهن های بلند هاوایی بود. تفسیر آلن تودیکس از فیلمنامه نویسی شگفت انگیز اغلب به اندازه کافی هیستریک بود. زویی همچنین بیش از چند راز در کمد خودش قفل داشت. دیدن تعامل این 2 شخصیت هر زمان که با هم جمع می شدند بسیار عالی بود.

من فکر می کنم Jewel Staite جادویی بود. او بزرگترین لبخند زیبا را دارد و قلب این گروه است. او آن را مانند کودکی که در جالبترین فروشگاه اسباب بازی های جهان به صورت رایگان اجرا می شود بازی می کند. او جذاب و خارق العاده است ، و من احتمالاً من او را لرزاندم. جالب است که شما تصور می کنید او بسیار ساده و بی گناه است اما بعداً در فلش بک در واقع می فهمید که مال با او برخورد کرده و با مکانیک آن زمان رابطه جنسی پرانرژی و کاملاً پر سر و صدا در موتورخانه مواجه شده است.

شخصیت آدام بالدوینز ، جین یکی از کم شخصیت ترین ، غیر قابل اعتماد ، خنده دارترین شخصیت هایی است که تاکنون در فیلم قرار گرفته است. واقعاً هرگز نمی توانید او را رقم بزنید ، اما می دانید که در پشت ذهن شما ، در مرحله ای از آینده ، جین سرانجام به یک (یا همه) شخصیت های دیگر خیانت می کند (شاید یک بار ، شاید چندین برابر). شخصیت های او می توانست مسیرهای بسیاری را طی کند ، حتی ممکن است در فستیوال های آینده برای Alliance کار کند یا به Mals nemesis تبدیل شود. دوباره ، جاس می توانست همه ما را غافلگیر کند و همه چیز را تا جایی که جین رفت کاملاً روی سر خود برگرداند. ما از قسمت "Jaynestown" می دانیم که وجه دیگری برای او وجود دارد و می تواند نسبت به دیگران ابراز همدردی کند.

رودخانه و برادرش بزرگترین موضوع دائمی سریال را نشان دادند. این توسعه طولانی ترین زمان را می برد و ودون ما را با نکاتی و نگاه اجمالی مختصر به آنچه که در آن بود ، طعنه می زد. شرکتی که بعد از او بود. 'مردان آبی'. آزمایشات آنها با او چه کرده اند؟ درگیری و جدا شدن والدین او. توانایی های به ظاهر خارق العاده او و اکراه توانایی های کشف شده او. رابطه او با برادرش ، کیلی ، و سایر اعضای خدمه. چگونه او در این تصویر بزرگ قرار می گیرد؟ چه کسی خواهد فهمید احتمالاً فقط جاس است.

صادقانه بگویم ، شاید جذاب ترین شخصیت برای من چوپان بود ، در 12 اپیزود کمترین تمرکز روی او بود ، اما وقتی او بود چیزهایی را می فهمید ، بعضی از آنها پریشان کننده چه رابطه ای با آلیانس داشت که می توانست بدون سوال از پزشکی مراقبت کند؟ چطور شد که او چنین شوت بزرگی داشت (یعنی چیزهایی که از زانو درآمده بود)؟ او اهل کجا است؟ گذشته او چه بود؟ آیا او می تواند جاسوس یا نوعی مقام عالی مقام باشد؟ در کنار ریور ، جذاب ترین شخصیت او بود. من واقعاً می خواستم ببینم ودون با او کجا رفته است. در واقع ، جایی که او با همه آنها رفت. من قسمت آخر را دوست دارم که دکتر نمی تواند باور کند که شکارچی فضل که همه آنها را زندانی کرده است ، چوپان را بیهوش کرده است و شکارچی فضل پاسخ می دهد ، "چوپان؟" او چوپان نیست. بسیار با کلاس و بسیار باز و ناامیدکننده.

در ابتدا سرم را می خاراندم. من مرتباً به جذابترین قسمتهای دهه 1970 Battlestar Galactica (یعنی همان قسمتهایی که دارای Cylons با کلاههای کابوی استیل) بودند ، اشاره می کردم و به این فکر می کردم که "این چقدر ارزان است؟" و "این شبیه داستان علمی نیست؟" منظورم اینه که اسلحه های لیزری کجاست؟ چرا آنها اسب سوار می شوند؟ چرا بسیاری از فن آوری های روزمره ، حتی از p.o.v امروزی (به عنوان مثال کارتهای کش رفتن ، گلوله ، بدون روبات ، مبلمان چوبی) یکپارچه به نظر می رسند؟ در حقیقت ، به نظر می رسد که فناوری به عقب رفته است ، آیا ما نباید 300 سال دیگر در حالت Star Trek باشیم؟

من همچنین فکر می کردم که اقدامات زیادی وجود ندارد و اقدامات اولیه به نظر می رسید توطئه ها مربوط به وقایع کاملاً معمولی است. اپرای فضایی کجاست؟ بعضی از قسمت های ابتدایی من در مورد نیاز به تعجب فکر کردم. مخصوصاً "شینديگ". بعداً فهمیدم کاری که آنها انجام می دادند در مورد کیهانی است که این افراد در آن زندگی می کنند به من می آموزد. در مورد شخصیت ها و جامعه سلسله مراتبی. برای آنچه بعداً اتفاق می افتد بسیار ارزشمند است. بله ، بعضی از مجموعه ها ظاهری نامناسب و ارزان دارند ، اما در دنیای قطعات یدکی زندگی می کنند ، از بسیاری جهات ابتدایی تر از مجموعه ما. امروز در آفریقا می توانید به صورت ابتدایی در یک دهکده گل آلود زندگی کنید ، اما 7000 کیلومتر با آن پرواز کنید و در نیویورک ، یکی از پیشرفته ترین شهرهای امروزی سیاره ما هستید. همان زمان ، مکان های مختلف. این نوعی جهان است که کرم شب تاب در آن زندگی می کند. در حاشیه بیرونی استعمار ، انسانها به اصول اولیه بازگشتند. با این وجود در سیاره های هسته ای اصلی مانند آریل ، شهرهای مدرن با تکنولوژی پیشرفته و فناوری فوق پیشرفته را مشاهده می کنیم.

من آرزوی تا حدودی جدی را دارم که فیلم در حال حاضر در مرحله پیش تولید به یک ضربه سرسام آور تبدیل شود و یا دوباره تکرار شود. مجموعه تلویزیونی که آن را به دنیا آورد ، یا به ویدون اجازه می دهد داستان و برنامه های خود را در دنباله های ادامه دار ادامه دهد. این یکی از بهترین بازیگران گروه است که من تاکنون دیده ام و داستان های باشکوه تری وجود دارد که هنوز در رابطه با آنها گفته نشده است. نیازی به گفتن نیست که من فقط عاشق این نمایش به قسمت آخر این مجموعه جعبه ای رسیدم. اصلا احساسی که هنگام شروع آن احساس کردم.

جهت دانلود سریال Firefly 2002 با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


جاس ویدون ، خالق سریال ، مفهومی تا حدودی آشنا (علمی تخیلی به عنوان "مرز غرب وحشی" جدید) برداشت و آن را با بازیگران شخصیت های پر جنب و جوش و سرشار از شیمی ، یک فضای اجتماعی کاملاً مفصل ، قابل قبول و جالب ، و شور و هیجان تازه کرد. ، داستانهای علمی کلاسیک ایده آل "بخش بهتری از بشریت را پیدا کنید" ، هدفی برای اجتناب یا روشن کردن بسیاری از کلیشه های ژانر خسته و فرسوده و یک تیم تولید خارق العاده. محصول بدست آمده؟ یک قطعه عالی از سرگرمی های هنری بدیع که نفس تازه ای در صحنه راکد علمی تخیلی تلویزیون (یا هرجای دیگر) داشت.

امروز کرم شب تاب کجاست؟ پس از پخش حدود 11 قسمت ، خارج از سفارش ، از صرف 13 قسمت قرارداد منصرف شد. چرا؟ مدیران فاکس رتبه بندی ها را "ناگوار" ارزیابی کردند. آنها بودند؟ این ممکن است ذهنی باشد. در آن زمان ، فاکس تقریباً بدون هزینه ، "تلویزیون واقعیت" استثماری بدون محتوا (مانند جو میلیونر) و آب نبات چشم "شبیه سازی ژانر" (مانند "جان دو") را با استفاده مجدد از فرمول تحت فشار قرار می داد. در مقایسه ، Firefly ، با جلوه های ویژه با کیفیت فیلم ، بازیگران کامل ، کارگردانان ، نویسندگان ، تدوینگران و موارد دیگر به نظر می رسد پرداخت بسیار کمتری باشد. از این گذشته ، تلویزیون در ایالات متحده آمریکا مربوط به هنر یا سرگرمی نیست. این کار در مورد به دست آوردن هرچه بیشتر پول از اسپانسرها است.

فاکس فکر نمی کرد خلبان Firefly به اندازه کافی "هیجان انگیز" باشد. جاس ویدون برای رفع نگرانی های خود تغییراتی ایجاد کرد. سپس فاکس حتی قبل از لغو زحمت نشان دادن خلبان را تا آخرین آخرین پرواز Firefly به خود جلب نکرد ("ویژه امشب: جشن دو ساعته لغو Firefly!"). تبلیغ Firefly در بهترین حالت نیمه کاره بود. در کانالی که به بینندگان خود می گوید: "هی ، چه کسی به درام احتیاج دارد؟" آیا فرصتی وجود دارد که افراد بازاریابی حتی بدانند که چگونه می توانند چیز دیگری به غیر از اتاق نشیمن و نمایش های واقعیت استثماری را تبلیغ کنند؟ فاکس اساساً به مخاطبان خود می گوید که برنامه های خود را دوست ندارد ، پس چرا مردم باید آن را تماشا کنند؟

همانطور که با همگن سازی محتوای تلویزیون روبرو هستیم ، Firefly جرقه درخشان جدیدی بود و هیجان برای آن دسته از ما (معدود) مخاطبان تلویزیون که تمایل به داستان پردازی و سرگرمی قابل تأمل دارند که در واقع نیاز دارد ذهن بیننده به جای خالی بودن فعال باشد. از نظر برخی از ما ، نتیجه واقعاً هرگز زیر سوال نرفت. چطور ممکن است این چیز در شبکه ها (و با تبلیغ کنندگان) که معتقدند کمترین مخرج است هدف ایده آل آنها است ، زنده بماند؟

با دانستن نتیجه احتمالی ، شکست Firefly بیشتر صدمه می زند فقط به دلیل در واقع در مدت زمان کوتاهی چقدر خوب بود.

این در مورد کشتی های فضایی نبود. این مربوط به زندگی در اطراف و زندگی آنها بود. این در مورد بیگانگان نبود (وجود نداشت)؛ این مربوط به مردم بود. این در مورد مبارزه بین افراد شرور و ابر قهرمانان بزرگ نبود. این درمورد مبارزات روزمره برای تبدیل شدن به "پسر خوب" در جهانی پر از مردمی بود که اغلب خیلی تلاش نمی کردند و این واقعیت است که بعضی اوقات قهرمانان فقط افراد عادی هستند. این در مورد جنسیت نبود. این در مورد نگرش مردم در مورد رابطه جنسی بود. این در مورد سود نبود. این درمورد فروش یک محصول خوب و سزاوار سود بود.

کاملاً گویا است که ببینید چه نوع برنامه نویسی در این اقتصاد رونق دارد و چه نوع برنامه نویسی به چشم می خورد. اگر بخواهیم مدیران فاكس و سایر شبكه ها را باور كنیم ، بینندگان تلویزیون در آمریكا خودكارهای غیر هوشمند ، خودخواه و ساده لوحی هستند كه فقط با برنامه هایی قابل سوit استفاده هستند كه از ناكامی ها ، ناآگاهی ها و حماقت های دیگران سو explo استفاده می كنند. خوشبختانه ، ما گروه های "سخت گیر" طرفداران را به ما یادآوری کنند که در واقع چند مغز فعال وجود دارد که بدنبال تحریک هستند. ناگفته نماند که همه طرفداران داستان های علمی بهترین بشریت هستند ، به راحتی می توان فهمید که آنها کمی بیشتر وقت خود را با در نظر گرفتن روایت و عواقب اقدامات صرف می کنند.

طرفداران Firefly با بودجه ، سازمان یافته و انجام شده تبلیغاتی در مجله ورایتی برای حمایت از Firefly. بله درست است. طرفداران تبلیغات را برای نمایش مورد علاقه خود خریداری کردند.

اگرچه این کار قلب تیم تولید Firefly را گرم کرد ، فاکس تحت تأثیر قرار نگرفت. چنین گروه های عادی در مقایسه با اعداد قدرتمند بازاریابی حاشیه ای و ناچیز به حساب می آیند. هنوز هم باید اعتراف کنید ، وقتی طرفداران برای حمایت از آن تبلیغات را در نشریات مهم خریداری می کنند ، باید چیز خوبی در مورد یک نمایش وجود داشته باشد.

طرفداران هنوز امیدوارند که جاس ویدون یک شبکه ذهن باز دیگری برای دیدن داشته باشد. که Firefly به عنوان یک مجموعه موفق و درآمدزا از توانایی بالایی برخوردار است. سو explo استفاده های قبلی ودون ، سری بسیار موفق "Buffy the Vampire Slayer" و اسپین آف های آن ، با همان "چشم انداز نابسامان" مشابهی آغاز شد اما شبکه دیگری پیش بینی می کرد که فرصتی سالم به او بدهد ، وقتی فاکس خیلی مشتاق بود پس از موفقیت و سود فوری را پس از نمایش های خارج از سفارش چند مشت مشاهده می کنید. آنها حتی برای نشان دادن تمام 13 قسمت کامل شده به خود زحمت ندادند. شاید کسی در بخشهای حسابداری فاکس باید یادآوری کند که هدر دادن منابع برای پرداخت قسمتها و سپس هیچ کاری با آنها انجام نمی شود.

احتمال بهبودی خوب نیست. وقتی کشته شد پروژه ای که در آن بودند ، افراد در جستجوی اشتغال بیشتر حرکت می کنند. چشم انداز تجارت تلویزیون امروزه تمایل دارد برنامه های هوشمند را "ناموفق" و "بدون سود" معرفی کند. موفقیت های گذشته جاس ویدون به نظر نمی رسد که شبکه های زیادی بخاطر سودهای کلان از محصول صفر (بسیار شبیه انفجار نقطه دات کام که سالها به طرز چشمگیری به پایان رسید) چندان مهم نیستند.

شبکه ها می گویند که آنها می دهند مخاطبان آنچه می خواهند. ممکن است دقیق تر این باشد که پیشنهاد کنیم شبکه ها توانایی مخاطب در انتخاب هر چیز دیگری را غیر از آنچه به آنها داده می شود ، محدود می کنند. به احتمال زیاد همه به سادگی تلویزیون را خاموش کرده و در اعتراض کتاب می خوانند؟

بازگشت به کرم شب تاب: اگر داستان علمی هوشمند (یا به طور کلی فقط داستان هوشمند) دوست دارید ، خوب شخصیت ها و جهان های کشیده شده ، Firefly یک نمایش عالی برای فرار از هر شب جمعه بود زیرا شما از مراسم روزمره کار و مسئولیت خود راحت می شوید. حیف که هرگز فرصتی برای سرگرمی ما پیدا نکرد.

با شکست Firefly به دست بازرگانان و مدیران اجرایی که حتی دوست ندارند برنامه های خود را تماشا کنند ، روشن است که " آینده جاس ودونز »تلویزیون فروش پروژه های خود را به شبکه ها سخت تر خواهد کرد. نتیجه؟ موارد بیشتری وجود دارد که "میلیونر جو" از آنجا آمده است. بی شمار فرمول های سودجویی دیگری وجود دارند که جای برنامه نویسی هوشمند را در همه جا می گیرند و خود را "سرگرمی" می نامند.

سریال های پیشنهادی