دانلود سریال Downton Abbey 2010 دوبله فارسی بدون سانسور

دانلود سریال Downton Abbey 2010 با زیرنویس فارسی

سریال Downton Abbey در ژانر(های) درام, ساخته شده و در سال 2010 به روی پرده رفته است. Downton Abbey در کشور(های) بریتانیا, ساخته شد. از جمله بهترین بازیگران این سریال میتوان به Maggie Smith, Michelle Dockery, Laura Carmichael, Joanne Froggatt, Hugh Bonneville, Phyllis Logan, Elizabeth McGovern, Jim Carter, Brendan Coyle, Penelope Wilton, اشاره کرد. رده سنی سریال TV-PG و زبان(های) سریال انگلیسی, است. این سریال موفق شده امتیاز 8.7/10 را از وبسایت IMDB دریافت کند و امتیاز منتقدان آن در سایت متاکریتیک می باشد. برای دانلود سریال Downton Abbey 2010 دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی چسبیده به انتهای صفحه مراجعه نمایید.

ژانر :
درام
امتیاز :
8.7/10
وضعیت :
Ended
کشور :
بریتانیا
زبان :
انگلیسی
سال :
2010
زمان :
66 دقیقه
زمان پخش قسمت بدی :
04.مهر 1389
تعداد فصل :
6
تعداد قسمت :
47
خلاصه داستان :
فارسی انگلیسی

A chronicle of the lives of the aristocratic Crawley family and their servants in the post-Edwardian era—with great events in history having an effect on their lives and on the British social hierarchy.

IMDb
8.7/10

خلاصه داستان و اطلاعات سریال Downton Abbey 2010


جهت دانلود سریال Downton Abbey 2010 دوبله فارسی بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


من معتقدم که در خطر احساساتی به نظر رسیدن، سلطنت از انصافی است که ما دوست داریم فکر کنیم نماینده ما است. - Julian Fellowes

"Downton Abbey's" نوشته جولیان فلووز، همتای محافظه‌کاران، بارون، سلطنت طلب و خانواده سلطنتی، بنابراین فوراً می‌دانید که برنامه مشخصی دارد. این مجموعه تلویزیونی با نوستالژی ترمیم‌کننده تا حداکثر، و همزمان با دور تازه‌ای از اقدامات ریاضتی بریتانیا منتشر شد، خانواده‌ای از اشراف اوایل قرن بیستم را می‌بیند که در یک ملک عمارت‌نشین زندگی می‌کنند و توسط گروهی از خدمتکاران خوش‌نظم مراقبت می‌شوند. به نظر جالب میاد؟

«قوانین بازی» رنوار، «پارک گسفورد» آلتمن، و 500 سال گذشته تاریخ بشر و نظریه اجتماعی را فراموش کنید. خیر. در «دانتون ابی»، سیستم طبقاتی به نفع افرادی است که در پایین‌ترین نقطه هستند، و برای آن دسته از افراد بدبخت در بالا به همان اندازه آزاردهنده است که افراد پایین‌تر از سلسله مراتب اجتماعی.

Fellowes به ایده آل افلاطونی یک اشراف انگلیسی خدمت می کند. خوب، فداکار و دلسوز، اربابان و بانوهای ما برای خدمت به بندگان خود به عقب خم می شوند و با مهربانی به آنها شغل، کمک، شفقت، جوایز و غیره پیشنهاد می کنند. آن‌ها مستبدان خوش‌خیم، قدرتمند، قدرت‌شان نهایی است، اما حکیم‌تر و دلسوزتر از هر سیاستمدار منتخبی هستند. به عبارت دیگر، ثروتمندان، شخصیت های پدری مسئولیت پذیر اجتماعی هستند. آنها در خانواده های خود، در جوامع خود سرمایه گذاری می کنند و منافع اجتماعی گسترده ای را ارائه می دهند. بدون ثروتمندانی که با رحمت از آنها محافظت می کنند، فقرا مجبور می شوند تا از سرما بیرون بروند تا خودشان را تامین کنند. در واقع، فلووز غالباً از مردم ثروتمند خود می خواهد که بدن، موقعیت و ثروت خود را برای طبقه خدمتگزار قربانی کنند (پیوستن به تلاش های جنگی، پذیرفتن خدمتکاران لنگان و غیره). پیام - مملو از دودویی های دروغین - نه تنها این است که خدمتکاران باید به نقش خود راضی باشند، بلکه این است که یک نفر، صرف نظر از طبقه، نمی تواند و نباید از بندگی دوری کند. حتی ثروتمندان هم نوکر همنوعان خود هستند.

به طور قابل توجهی، شروران سریال همگی یا همجنس‌گرا، سوسیالیست یا اعضای طبقه خدمتکار هستند. در سری دوم، تبهکاران تبدیل به چهره های ثروت جدید می شوند. سرمایه داران مدرنی که به روابط ظاهراً محبت آمیز و همزیستی اشرافیت متاخر احترام نمی گذارند. از آنجایی که سریال به جای سیستم‌ها بر یک خانواده متمرکز می‌شود، اشرافیت و از خودگذشتگی اشراف فلووس سیستمی را که در آن می‌چرخند را توجیه می‌کند. این یک مفهوم بسیار کلاسیک محافظه کارانه از تاریخ است (در واقع، خدمتکاران نمی توانستند به آن نگاه کنند، چه رسد به اینکه با ارباب خود صحبت کنند)، جهانی سلسله مراتبی با افتخار که در آن تمام درگیری ها و تنش های اجتماعی بدون هیچ گونه تجدید ساختاری در روابط طبقاتی حل می شود. قشربندی طبیعی، بهینه تلقی می‌شود و تنها افراد منحرف یا دافع قادر به تطبیق یا یافتن تطبیق با آن نیستند. البته هیچ صحبتی در مورد اینکه ارل ها و لردهای ما از کجا ثروت خود را به دست آورده اند، محوطه های زمینی، زندگی فقرا در خارج از عمارت ها یا اینکه چگونه روابط اجتماعی سیستم وابسته به اسارت درونی است که در درون خود «اقتصاد» (یعنی پول) ریشه دوانده است. . در جاهای دیگر، این سریال گاه به گاه مسائل بزرگی را مطرح می کند (جنگ، فمینیسم، ایرلند و غیره)، اما فقط برای درگیر شدن در از خود راضی، پشت نوازی ناشی از آینده نگری. این یک اشرافیت خوش‌خیم و لیبرال برای عصر سرمایه‌داران «دلواپس» است.

همه استدلال‌های «ابی» به نفع نظام طبقاتی زمانی توسط جورج فیتژوگ، نظریه‌پرداز اجتماعی آمریکایی ارائه شد که منتشر کرد. نظریه های جامعه شناختی مبتنی بر نژاد و برده داری در دوران پیش از جنگ. فیتژو اساساً استدلال می کرد که بردگان سیاهپوست به "باباهای سفیدپوست قوی برای مراقبت از آنها نیاز دارند". بردگی "از سیاه پوستان محافظت می کند"، "تضمین می کند که سیاهان از نظر اقتصادی امن و از نظر اخلاقی متمدن خواهند بود" و شرارت های سرمایه داری مدرن، که به تدریج جایگزین برده داری می شد، سیاهان فقیر را در معرض آزار و اذیت و رنج قرار می دهد. فیتژو معتقد بود که ثروتمندان جدید نوعی رقابت را ترویج می کردند که به سیاهان آسیب می رساند. از این گذشته، برده متعلق به صاحبش است و مالکان از سرمایه خود مراقبت می کنند، از آنچه که دارند مراقبت می کنند، غذا و سرپناه برای آنها فراهم می کنند، بر خلاف آن سرمایه داران مزاحم که صرفاً کار اجاره می کنند. فیتژو حتی تا آنجا پیش رفت که از برده داری دفاع کرد زیرا "سرمایه داران نژادپرستان سیاهپوست هستند، در حالی که برده داری نژادپرست نیست".

Fellowes نیز همین کار را می کند. یا بهتر است بگوییم، بدون توجه به پیکربندی مجدد اجتماعی در حال وقوع، استدلال ها همیشه یکسان هستند. از این رو، برده داری خوب است زیرا صاحبان برده از بردگان خود مراقبت می کنند، اشرافیت خوب است زیرا اشراف از خدمتکاران خود مراقبت می کنند و سرمایه داری خوب است زیرا کارمندان از کارگران خود مراقبت می کنند. کاری که هر استدلال، صرف نظر از دوره زمانی تاریخی انجام می‌دهد، این است که طبقات پایین را وابسته به قدرت می‌داند بدون اینکه در وهله اول چگونگی و چرایی ساختار، ایجاد و انتشار این قدرت را مورد پرسش قرار دهد.

در اوایل دهه 1980 امانوئل والرشتاین، دانشمند علوم اجتماعی مشهور، 12 ویژگی را بیان کرد که به اعتقاد او برای سیستم‌های جهان مدرن «بی‌نظیر» هستند. هدف او نشان دادن این بود که سرمایه داری مدرن، در دهه 80 مرفه، نوعی «پله بالا» هم از اشرافیت دوران «دانتون» و هم از فئودالیسم گذشته های دور بود. با این حال، تا سال 1989، والرشتاین موضع خود را کاملاً معکوس کرده بود. تمام ویژگی‌های ظاهراً منحصربه‌فرد «نظام جهان مدرن» در مورد نظام‌های جهان قرون وسطی و باستان نیز صادق بود. او نمی توانست هیچ تمایز اساسی پیدا کند که طبقه بندی های او را برآورده کند. نکته تنها این نیست که هیچ گذار پاکی از فئودالیسم به اشرافیت به سرمایه داری وجود نداشته است، بلکه این قدرت ثابت می کند که می تواند خود را تبلیغ کند.

اما چرا سریالی که نظام طبقاتی را تجلیل می کند، چنین فرض می کند. سلسله مراتب طبقاتی ذاتاً خیرخواهانه است و پیوندهای ارباب/خدمتکار را ایده آل می کند، ناگهان اینقدر محبوب می شود؟ چرا مجموعه‌ای درباره امتیازات موروثی، بندگی اجتناب‌ناپذیر، در عصر اشغال، ریاضت، کمک‌های مالی بانکی و طفره رفتن عظیم مالیاتی شرکت‌ها محبوب می‌شود؟ شاید به این دلیل که «دانتون» نسخه‌ای اتوپیایی از گذشته را به منظور نقاشی، و در نتیجه تقویت یک سیستم معاصر ارائه می‌کند که قادر به مقابله با هر تحول یا شوکی است. یا شاید به سادگی یک شکل شدید از سندرم استکهلم باشد.

4/10 - به «بازمانده روز»، «چشمان کاملا بسته» و «هرگز اجازه نده بروم» مراجعه کنید. ارزش دیدن ندارد

جهت دانلود سریال Downton Abbey 2010 دوبله فارسی بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


«دانتون ابی» ویژگی‌های زیادی دارد که قبلاً به آن‌ها اشاره شده است: بازسازی دوره‌ای باشکوه، ترکیبی از رویدادهای تاریخی و داستان‌های فردی، طرح محوری منسجم با حاشیه‌ها، تمرکز شخصیت‌های متعدد، دیالوگ‌های شوخ، بازیگری عالی و غیره.

این بررسی (بر اساس فصل 1) تنها یکی از آنها را تجزیه و تحلیل می کند: چگونه اشراف و خدمتکاران در دو دنیای موازی که به هم متصل نیستند تکامل می یابند، اما شباهت های نگران کننده ای دارند. این سریال موفق می شود دو محیط فیزیکی نزدیک را به گونه ای نشان دهد که گویی در متفاوت هستند. سیارات این امر بر تفاوت‌های بین محیط‌های اجتماعی در اوایل قرن بیستم بریتانیا تأکید می‌کند.

  • خدمت‌کاران اغلب از زیرزمین به طبقه همکف می‌روند، اما هرگز نمی‌بینیم که آنها به آنجا می‌رسند یا می‌روند. این قطع ارتباط اولاً فضایی است: آنها گاهی اوقات شروع به بالا رفتن از پله ها می کنند، با این حال دوربین هرگز به طور کامل دنبال نمی کند (نماهای سفری وجود دارد که شخصیت ها را دنبال می کنند، اما همیشه در یک طبقه اتفاق می افتد). همچنین موقتی است: ما ناگهان خادمان را در طبقه همکف می بینیم که پیوندی به اقدامات قبلی در زیرزمین ندارند. مسلماً یک دلیل فنی برای آن وجود دارد: تمام اکشن ها در طبقه همکف و بالاتر در محل فیلمبرداری شده اند (قلعه هایکلر، انگلستان)، در حالی که اکشن در زیرزمین در استودیوهای Ealing فیلمبرداری شده است، زیرا زیرزمین قلعه برای تنظیمات دوره مناسب نبود. . با این وجود، فیلمبرداری از خدمه‌هایی که از پله‌ها در استودیو بالا می‌روند و سپس ورودشان به طبقه همکف (یا برعکس) را ویرایش می‌کنند، که سریال هرگز انجام نمی‌دهد، آسان بود.


  • به همین ترتیب، ما خدمتکاران را در طبقات بالا (اتاق خواب اشراف و محله خدمتکاران) می بینیم، اما هرگز شاهد ورود آنها به آنجا نیستیم. ما آنها را در راه پله های کناری می بینیم، اما هرگز از آنجا به سطوح مختلف نمی رویم: گویی این پله ها محله های جداگانه ای هستند که از بقیه قلعه جدا شده اند. پله ها می توانند نشان دهنده پیوند احتمالی بین خدمتکاران و اشراف باشند (در پایین در مقابل بالا)، اما از آنجایی که به نظر می رسد به جایی نمی رسند، ارتباط نمادین آنها انکار می شود. در اینجا دلیل نمی تواند مانند موضوع فوق فنی باشد، زیرا پله ها به طور موثر در قلعه قرار دارند.


  • نورپردازی در طبقه همکف و اتاق خواب های اشراف به طور کلی روشن است، در حالی که در زیرزمین و اتاق خدمتکاران همیشه تاریک است. طبیعتاً، این را می‌توان با اندازه‌های پنجره‌ها توضیح داد، با این حال، تضاد تا حد زیادی افزایش می‌یابد: در روزهای ابری، سطح اشراف می‌تواند تاریک باشد که به ندرت اتفاق می‌افتد، در حالی که در روزهای آفتابی سطوح خدمتکاران می‌تواند روشن باشد که هرگز رخ نمی‌دهد. علاوه بر این، در سطوح اشراف، رنگ ها عموماً گرم (زرد، قرمز، سفید) هستند، در حالی که در سطوح خادمان معمولاً سرد (خاکستری، قهوه ای، آبی) هستند.


  • حرکات دوربین در سطوح اشراف روان، منظم و طولانی است، در حالی که در سطوح خدمتگزاران سریعتر، سریعتر و کوتاهتر هستند. در زیرزمین، دوربین اغلب دستی است و شدت کار انجام شده را برجسته می کند. همچنین، گاهی اوقات یک کاراکتر یا یک شی در پیش زمینه وجود دارد در حالی که کنش در پس زمینه رخ می دهد: به نظر می رسد که ما با عناصر برخورد می کنیم. استفاده از لنزهای بلند (پیش‌زمینه تار، پس‌زمینه واضح است) این احساس محصور شدن را افزایش می‌دهد. در مقابل، در سطوح اشراف، تصویر به طور کلی واضح است.
با وجود شکاف نمادین بین آنها، اشراف و خدمتگزاران گاهی حوادث مشابهی را تجربه می کنند. به نظر می رسد پیام این است: صرف نظر از تفاوت های اجتماعی، همه ما انسان هایی هستیم، با شادی ها، غم ها، ویژگی ها، عیب ها و رازها. در اینجا فقط چند نمونه آورده شده است (بسته به آنچه در سریال رایج است، شخصیت ها را با نام یا نام خانوادگی آنها ارجاع می دهم).

  • خادمان همه شایسته هستند، با دو استثنا قابل توجه، که "شرورهای" واقعی هستند: اوبراین و توماس. اشراف زاده ها همگی شایسته هستند، به جز دو استثنای قابل توجه، که افراد واقعی هستند: ادیت و مری (اگرچه مری در پایان فصل 1 خود را پیچیده تر نشان می دهد).

<. br/>
  • خدمت‌کاران به دلیل عملکردشان نمی‌توانند ازدواج کنند: خانم هیوز معشوق خود را رد می‌کند. کارسون یک لیسانس طولانی مدت است. عشق بین آنا و بیتس عفیف باقی می ماند. دختران کراولی نمی توانند ازدواج کنند: مری مدعیان از جمله متیو را رد می کند، که سپس او را رد می کند. آنتونی استرالون ادیت را رد کرد. سیبل هنوز جوان است.


  • ویلیام عاشق دیزی است، کسی که توماس را دوست دارد که مردان را ترجیح می دهد. ادیت متیو را دوست دارد، کسی که مری را دوست دارد که کسی را دوست ندارد. هر دو تنظیمات به تدریج تکامل می‌یابند، اما بیشتر فصل اول را اشغال می‌کنند.


  • بیتس گذشته پیچیده و شرم‌آوری دارد: جنگ، الکل، دزدی، زندان. . مریم قبل از ازدواج رابطه جنسی داشت، که در آن زمان رسوا بود، به خصوص برای یک اشراف. و باعث مرگ معشوقش کمال پاموک شد. همه این اسرار وحشتناک به تدریج فاش خواهند شد.


  • دسیسه های مختلف کمتری بین اشراف زاده ها با بندگان تکرار می شود و برعکس. به عنوان مثال: توماس نامه ای برای سازش بیتس می فرستد. ادیت نامه ای برای سازش خواهرش مری می فرستد. شایعات بین این دو محیط و در هر یک گسترده است.
در هر دو موضوع بالا، "قوانین بازی" (رنوار، 1939) تاثیر زیادی بر سریال و همچنین "گوسفورد پارک" (آلتمن، 2001)، نوشته خود جولیان فلوز. با این حال، «دانتون ابی» موفق به ایجاد فضایی خاص، متمایز از این دو فیلم می‌شود.

اگر بخواهم فصل 1 را در مقایسه با یک فیلم سینمایی رتبه‌بندی کنم، احتمالاً به آن 7/10 می‌دهم: با وجود همه چیز. ویژگی های آن، برخی از نقاط ضعف دارد. شخصیت ها مانوی هستند. این احساسات آسان را تحریک می کند. برخی از رویدادها دور از ذهن هستند (مثلاً دشمنی بین مری و ادیت، حمله قلبی کمال). بیشتر اوایل قرن بیستم را به عنوان دوران خوب قدیمی و اشرافیت را به عنوان یک قدرت خیرخواه نشان می دهد. بدترین شرورها همگی غیر اشرافی هستند: اوبراین، توماس، شریک سابق صحنه کارسون، اوباش مست در تجمع حق رأی.

اما، بیشتر این اشکالات را می توان با قالب سریال توضیح داد. ، که معمولاً برای حفظ توجه در دراز مدت به ساده سازی نیاز دارد. از این رو، به عنوان یک سری، احتمالاً برای تمام کیفیت هایی که به طور خلاصه در ابتدای این بررسی توضیح داده شد، امتیاز 9/10 را می دهد. امتیاز نهایی 8/10 میانگینی از این دو است: سرگرم کننده و متقاعد کننده اما ضروری نیست.