دانلود فیلم Stalag 17 1953 (بازداشتگاه 17) دوبله فارسی بدون سانسور

دانلود فیلم بازداشتگاه 17 1953 با زیرنویس فارسی

فیلم بازداشتگاه 17 در ژانر(های) جنگی, کمدی, هیجان انگیز, ساخته شده و در سال 1953 به روی پرده رفته است. Stalag 17 به کارگردانی Billy Wilder, در کشور(های) ایالات متحده آمریکا, ساخته شد. از جمله بهترین بازیگران این فیلم میتوان به William Holden, Don Taylor, Otto Preminger, Robert Strauss, Harvey Lembeck, Richard Erdman, Peter Graves, Neville Brand, Sig Ruman, Michael Moore, اشاره کرد. رده سنی فیلم Not Rated و زبان(های) فیلم انگلیسی, آلمانی, روسی, است. این فیلم موفق شده امتیاز 8.0/10 را از وبسایت IMDB دریافت کند و امتیاز منتقدان آن در سایت متاکریتیک 84/100 می باشد. برای دانلود فیلم Stalag 17 1953 دوبله فارسی و بدون سانسور و با زیرنویس فارسی چسبیده به انتهای صفحه مراجعه نمایید.

ژانر :
جنگی کمدی هیجان انگیز
امتیاز :
8.0/10 97% 84/100
کشور :
ایالات متحده آمریکا
زبان :
انگلیسی آلمانی روسی
سال :
1953
رده سنی :
Not Rated
کارگردان :
خلاصه داستان :
فارسی انگلیسی

It's a dreary Christmas 1944 for the American POWs in Stalag 17 and the men in Barracks 4, all sergeants, have to deal with a grave problem—there seems to be a security leak.

IMDb
8.0/10
97%
m
84/100

خلاصه داستان و اطلاعات فیلم Stalag 17 1953


جهت دانلود فیلم Stalag 17 1953 (بازداشتگاه 17) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


در نگرش آمریکایی ها نسبت به نازی ها و آلمانی ها در طول جنگ جهانی دوم به طور شگفت انگیزی طنز زیادی وجود داشت. زندگی حتی در شرایط اسیر جنگی ادامه دارد و مردم نیاز به خندیدن دارند. در چنین شرایطی، آنها به ویژه نیاز به خندیدن دارند. ما می‌توانیم در برخی از آهنگ‌های آن زمان و در این نمایشنامه از دانلد بیوانت و ادموند ترژینسکی ببینیم که بیلی وایلدر فیلم Stalag 17ی غیرمعمول خوب ساخت. باید متوجه شد که تا زمانی که جنگ تمام شد و فیلم‌های اردوگاه‌های کار اجباری را دیدیم، میزان وحشت نازی‌ها بر اروپا کاملاً مشخص نبود.

ویلیام هولدن در نقش گروهبان بازی می‌کند. جی.جی. سفتون که بدبینی غیراخلاقی و هدیه‌اش برای شلوغی ارزان به او اجازه می‌دهد تا لانه‌اش را حتی زمانی که اسیر جنگی است پر کند.

او کسی است که همیشه انباری از سیگار، مشروب، جوراب‌های ابریشمی، آب نبات و غیره داشت. زیر تختش، مردی که همیشه در کارت ها برنده می شد و شرط بندی های پیشنهادی اش همیشه به او برتری می داد. زمانی که من در ارتش بودم چنین پسری داشتیم. ما او را "Slick" نامیدیم.

اما سفتون ویلیام هولدن بیشتر از Slick است. او بسیار بدبین و غیر معمول شجاع است. او فرصت‌ها را می‌پذیرد، زیرا همان ترسی که دیگران دارند را ندارد. اکثر مردم با خوردن یک تخم مرغ سرخ شده احساس خودآگاهی (و عصبی) می کنند در حالی که بقیه در پادگان سوپ سیب زمینی آبکی و نازک می خوردند. دیگران ممکن است با رشوه دادن به نگهبانان آلمانی برای بطری های ریزلینگ یا قوطی ساردین احساس ناراحتی کنند. نه سفتون او ذخایر خوبی‌هایش را به رخ می‌کشد.

شاید بیش از حد باشد. شاید سختی‌های واقعی که زندانیان از سر گذرانده‌اند در این درام کمدی نادیده گرفته شود - اتفاقاً یک کمدی که بسیار شبیه یک موزیکال برادوی بدون موسیقی است. شاید اینطور باشد که از دور سال 53 محرومیت های استالاگ 17 از خاطره ها محو شده است و این "روزهای خوب" است که یادآوری می شود.

به هر حال فکر می کنم این گونه باشد. روانشناسی که موفقیت این ترکیب غیرعادی شبه واقع گرایی و بورلسک را توجیه می کند. مطمئناً استالاگ 17 به طور گسترده تقلید شده است، که بیشتر آن ها در کمدی کمدی تلویزیونی «قهرمانان هوگان» و تا حدودی در «خنداننده» روآن و مارتین مورد تقلید قرار گرفته است. از سوی دیگر، روبرتو بنینی، زندگی زیباست، که طنز را نیز در هولناک می‌بیند، از ژانری متفاوت است. مانند کرگدن ایونسکو، فیلم بنینی از تئاتر پوچ است، نه صحنه برادوی.

هولدن برای بازی خود برنده اسکار شد و رابرت اشتراوس که نقش حیوان را بازی می کرد نامزد نقش مکمل شد. اتو پرمینگر، کارگردان و تهیه‌کننده افسانه‌ای، در نقش سرهنگ فون شرباخ دو چهره، فرمانده سابق کالواری و فرمانده اردوگاه عالی بود که فقط می‌تواند با چکمه‌هایش از فرماندهی بالا تماس تلفنی بگیرد تا بتواند روی پاشنه‌های خود کلیک کند. من همچنین سیگ رومان را در نقش گروهبان یوهان سباستین شولز ("همیشه با جوک ها می سازم، شما آمریکایی ها") دوست داشتم که سابقه قبلی کشتی گیر در ایالات متحده به دلیل مهارت های او در زبان انگلیسی است. گیل استراتن که سال ها در شبکه 2 CBS در لس آنجلس ورزش می کرد، به عنوان دستیار و بد بو سفتون جالب است.

در واقع چیزی که باعث موفقیت بازداشتگاه 17 می شود همین است. بازیگران خوب نقش های شخصیتی کاملاً مشخص را بازی می کنند. به هر حال، اشتراوس و هاروی لمبک ("لب شکر" شاپیرو) نقش خود را از برادوی بازی می کردند.

مهم خط داستانی ظریفی است که در آن سفتون متهم به جاسوسی برای نازی ها است در حالی که جاسوس واقعی قدم به قدم فاش می شود. اول نمی دانیم کیست و بعد می دانیم و بعد زندانیان متوجه می شوند.

این را باید با Sunset Boulevard (1950) مقایسه کرد. در حالی که فیلم‌های بسیار متفاوت، عناصر مشابهی دارند که بخشی از روان و روش کارگردان بیلی وایلدر را آشکار می‌کند. ابتدا ضدقهرمان به عنوان قهرمان داستان وجود دارد که در هر دو مورد توسط ویلیام هولدن بازی می شود. پس از آن تعداد زیادی از جمعیت قدیمی هالیوود در هر دو فیلم حضور دارند، از جمله کارگردانانی که به عنوان بازیگر ظاهر می شوند، اریش فون استروهایم (به غیر از سیسیل بی. دمیل در فیلم Stalag 17 به یاد ماندنی اش در نقش خودش) در بلوار سانست، و اتو پرمینگر در اینجا. سیگ رومان بیش از 100 اعتبار دارد که حداقل به اوایل دهه 30 برمی گردد. در نهایت ترکیب ناهماهنگی از عناصر کمدی و دراماتیک وجود دارد، ترکیبی که روی روان ما اثر می‌گذارد، زیرا زندگی تا حدی واقعی مملو از تراژدی است که همخوانی نزدیک با موارد خنده‌دار دارد.

اما این را برای ویلیام ببینید. هولدن که بهترین بازیگری بود که نقش یک شخصیت سازشکار را در اینجا و در نقش نویسنده شکست خورده/ژیگولوی بی میل در سانست بلوار بازی می کرد، بازیگری که بیش از حد مشروب می نوشید و تمایل به عدم تمایز داشت، اما وقتی با دقت کارگردانی می شد می توانست از اهدافش بالاتر برود یک اجرای بی نظیر.

(توجه: بیش از 500 نقد فیلم من اکنون در کتاب من موجود است "Cut to the Chaise Lounge or I Can't Believe I Que Remote Remote!" آن را در آمازون دریافت کنید! )

جهت دانلود فیلم Stalag 17 1953 (بازداشتگاه 17) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


من نقدهای زیادی درباره بازداشتگاه 17 خوانده ام و متاسفانه مردم آن را نمی فهمند. مشکل (از دیدگاه اسرا) فقدان انضباط است. روشی که «انیمیال» و «بلوندی» خودشان را انجام دادند، طبق هیچ نوع کد نظامی که شما احتمالاً فکرش را بکنید، قابل تحمل نیست. این به دوک (نویل برند) برمی گردد که به عنوان رئیس پادگان مسئول است. استثنا در این مورد البته سفتون (ویلیام هولدن) است که اگرچه برای خودش مهم نیست، اما همیشه مرتب و منظم است. این نوع جو از دست دادن باعث می شود آلمان ها (یا هر دشمن دیگری) به راحتی یک خال را به داخل کمپ بریزند. اسپویلرها: دلیل اینکه سفتون را دوست دارم این است که او باهوش است. او می داند که واقعاً فرصتی برای فرار ندارد و تا پایان جنگ (در صورت لزوم) منتظر خواهد ماند. به ویژه او باهوش است که با کسی دوست نمی شود به جز "کوکی" (گیل استراتن) که فیلم از نگاه او نشان داده می شود. یک ضرب‌المثل قدیمی نیروی دریایی وجود دارد، «لب‌های شل کشتی‌ها را غرق می‌کنند» و همیشه خبرچین‌هایی (اگر نه خال‌های آشکار) تقریباً در هر نوع محیط زندان وجود دارد، بنابراین استراتژی سفتون درست است. این اساساً برای سفتون زنده ماندن است، تا زمانی که او توسط اردوگاه مظنون به خائن بودن است (دو اسیر جنگی توسط آلمانی‌ها کشته شدند)، و توسط دیگر اسرای جنگی‌اش به او "Blanket Party" داده می‌شود و به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. او متوجه می شود که استراتژی معامله و سرگرمی او با زنان روسی به پایان می رسد و باید خائن را کشف کند وگرنه کشته خواهد شد. فرصت او زمانی فرا می رسد که ستوان جیمز دانبار (دون تیلور) از دفتر فرمانده فون شرباخ (اتو پرمینگر) ربوده می شود و فون شرباخ باید با خال تماس بگیرد تا بفهمد کجاست. اتفاقی که می افتد این است که اخطار حمله هوایی ساختگی داده می شود و مردان دستور خروج از پادگان را صادر می کنند و گروهبان. شولتز (سیگ رومان) با خال ملاقات می کند که معلوم می شود گروهبان است. پرایس (پیتر گریوز)، که امنیت را اداره می کند. آنها سیستمی را راه‌اندازی کردند که در آن پرایس با بستن طناب روی چراغ به شولتز سیگنال می‌دهد و هشدار حمله هوایی می‌آید و او از طریق یک مهره شطرنج برای فون شرباخ یادداشت می‌فرستد. اما این بار، چه کسی در سایه ها پنهان شده است، اما سفتون که اکنون حقیقت را می داند. اما کلید اثبات آن است. اتفاقی که می افتد این است که اسرای جنگی باید دانبار را پنهان کنند (معلوم شد که در برج آب است)، و پرایس قرار بود درگیر شود، اما سفتون خواست که از امنیت من محافظت شود، بنابراین اگر اتفاق بدی بیفتد، آن ها هیچ مشکلی ندارند. پتسی بنابراین پرایس نمی داند دانبار کجاست. در پایان فیلم، برنامه این است که دانبار را به صورت قاچاق از کمپ خارج کنند و داوطلبان پرایس این کار را انجام دهند. همه موافق بودند به جز سفتون که می‌گوید دوک قبلاً دانبار را به آلمانی‌ها داده است، و دوک می‌گوید که چگونه باید همه را از سفتون دور نگه می‌داشت، اما دهانش را بسته نگه داشت. سفتون سپس شروع به بازجویی از پرایس می کند و از او می پرسد که ژاپنی ها چه زمانی به پرل هاربر حمله کردند، پرایس می گوید در 7 دسامبر. سفتون می پرسد "چیکار می کردی؟" قیمت گفت: "شام خوردن". سفتون: "شام خوردن در برلین." پرایس گفت: "این یعنی چیزی، شما به او لیست نمی کنید؟" دوک می گوید: "می خواهم بشنوم که او چه می گوید." سپس سفتون پرایس را جستجو می‌کند و مهره شطرنج را پیدا می‌کند و مدرک مورد نیازش را دارد. سپس سفتون نقشه ای در مورد چگونگی بیرون آوردن دانبار از برج ارائه می کند و کمپ، که قرار است از پرایس به عنوان طعمه استفاده کند، او را در حیاط بیرون می اندازد، در حالی که سفتون دانبار را بیرون می آورد. دوک تمایلی ندارد اما سفتون اشاره می کند که "این قیمت است یا دانبار، به شما بستگی دارد؟"، و انیمال می گوید "اگر او را بکشیم، آنها می توانند انتقام بگیرند و اگر آزاد شود، می تواند در اردوگاه اسرای جنگی دیگری قرار گیرد، اما اگر آلمانی ها این کار را می کنند، هیچ اتفاقی برای ما نمی افتد. آنها موافقت می کنند که این کار را انجام دهند، و پرایس مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و فون شرباخ پوزخندی شیطانی به چهره اش می زند، تا زمانی که می بیند که چه کسی کشته شده است، همانطور که این اتفاق می افتد، سفتون و دانبار فرار می کنند. لبخند روی صورت سفتون در هنگام خداحافظی با کمپ زیاد است و نشان می دهد که او آنطور که به نظر می رسید سخت نیست، اما به خاطر داشته باشید که او دانبار را با خود آورده است، بنابراین او یک قهرمان بود. آنچه ناگفته است اما می دانید که اتفاق خواهد افتاد این است که فون شرباخ و شولتز تاوان آنچه را که برای پرایس اتفاق افتاد پرداخت خواهند کرد (رایش شکست را تحمل نکرد) و به جبهه روسیه یا در دادگاه نظامی ختم می شود. توجه: هر دو بسیار مستحق این کار بودند، به ویژه فون شرباخ با سوء استفاده از زندانیان (در خود آلمان نازی، فیلد مارشال هرمان گورینگ این اقدامات را تایید نمی کرد (لوفت وافه اردوگاه های اسرا را اداره می کرد و او برخلاف گشتاپو به اسرای جنگی احترام می گذاشت. و کاری که آنها با یهودیان و دیگر دشمنان دولت کردند.) در نهایت، من نمی توانم باور کنم هر کسی که بازداشتگاه 17 را دیده است بتواند کمتر از 10/10 ستاره به آن بدهد. این یک فیلم کلاسیک مطلق است.