دانلود فیلم Leave No Trace 2018 (رد پایی به جای نگذار) دوبله فارسی بدون سانسور

دانلود رایگان فیلم رد پایی به جای نگذار 2018 بدون سانسور

فیلم رد پایی به جای نگذار در ژانر(های) درام, ساخته شده و در سال 2018 به روی پرده رفته است. Leave No Trace به کارگردانی Debra Granik, در کشور(های) کانادا, ایالات متحده آمریکا, ساخته شد. از جمله بهترین بازیگران این فیلم میتوان به Thomasin McKenzie, Ben Foster, Jeff Kober, Dale Dickey, Dana Millican, David Pittman, Bob Werfelman, Isaiah Stone, Michael J. Prosser, Derek John Drescher, اشاره کرد. رده سنی فیلم PG و زبان(های) فیلم انگلیسی, است. این فیلم موفق شده امتیاز 7.2/10 را از وبسایت IMDB دریافت کند و امتیاز منتقدان آن در سایت متاکریتیک 88/100 می باشد. برای دانلود فیلم Leave No Trace 2018 دوبله فارسی و بدون سانسور به انتهای صفحه مراجعه نمایید.

ژانر :
درام
امتیاز :
7.2/10 100% 88/100
کشور :
کانادا ایالات متحده آمریکا
زبان :
انگلیسی
سال :
2018
رده سنی :
PG
کارگردان :
خلاصه داستان :
فارسی انگلیسی

یک پدر به همراه فرزندش در یکی از مناطق پورتلند در اورگن زندگی می‎کنند. اما هنگامی که مرتکب اشتباهی کوچک می‎شوند ، زندگی آنها برای همیشه تغییر می‎کند و…

A father and daughter live a perfect but mysterious existence in Forest Park, a beautiful nature reserve near Portland, Oregon, rarely making contact with the world. But when a small mistake tips them off to authorities, they are sent on an increasingly erratic journey in search of a place to call their own.

IMDb
7.2/10
100%
m
88/100

خلاصه داستان و اطلاعات فیلم Leave No Trace 2018

یک پدر به همراه فرزندش در یکی از مناطق پورتلند در اورگن زندگی می‎کنند. اما هنگامی که مرتکب اشتباهی کوچک می‎شوند ، زندگی آنها برای همیشه تغییر می‎کند و…

جهت دانلود فیلم Leave No Trace 2018 (رد پایی به جای نگذار) با لینک مستقیم رایگان و بدون سانسور به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


Leave No Trace براساس رمانی به همین عنوان از پیتر راک ساخته شده است. رد پایی به جای نگذار توسط دبرا گرانیک (استخوان زمستان 2010) کارگردانی شده است.

مرکز فیلم ویل (بن فاستر) و دختر نوجوان خردسالش تام (توماسین مک کنزی) است که در بیشتر قسمتهای تام از شبکه زندگی می کنند. زندگی آنها به طور غیرقانونی در یک پارک عمومی در اورگان زندگی می کنند. آنها هیچ ارتباطی با افراد دیگر ندارند ، مگر در موارد نادری که برای تهیه مایحتاج به شهر می روند یا ویل برای دریافت داروهای تجویزی از مراکز درمانی VA بازدید می کند و سپس آنها را برگردانده و به مرد دیگری می زند که از شبکه نزدیک آنها در همان پارک زندگی می کند. ویل سابق ارتش است و به دلیل گذراندن دوران خدمت دیگر "در جهان" در خانه خود احساس نمی کند. او دیگر نمی تواند از عهده زندگی در جامعه برآید و طبق قوانین بازی کند. او به توم می آموزد که چگونه در خارج از منزل زنده بماند و به طور خاص بر روی چگونگی "هیچ اثری نگذارد" (از این رو عنوان فیلم) را متمرکز می کند تا کسی نتواند آنها را پیدا کند و آنها را مجبور به ترک پارک کند. آنها روزهای خود را در جستجوی غذا ، تقویت منطقه زندگی خود و بازی شطرنج می گذرانند. آنها رابطه ای بسیار نزدیک و دوست داشتنی دارند و بسیار راحت و راحت با هم زندگی می کنند. توضیح داده نمی شود که چرا مادر تام دیگر در تصویر نیست اما از مکالمه ای که بعداً انجام داده اند به نظر می رسد که او هنگامی که تام خیلی جوان بود درگذشت چون تام دیگر او را به یاد نمی آورد.

یک روز وقتی تام با خواندن کتاب درسی که یک دونده او را لکه دار می کند ، در جنگل بیرون است. او پنهان می شود اما متأسفانه سرعت کافی ندارد. او فکر می کند که در فضای پاک است اما اندکی پس از آنکه پارکبان ها به جستجوی آنها می پردازند و دستگیر می شوند. ویل را با دستبند گرفته و بردند و تام تحت مراقبت از مددکار اجتماعی ژان بائر (دانا میلیکان) سپرده شد. ویل و تام برای مدتی از هم دور می شوند. به آنها آزمایش داده می شود تا میزان تنظیم آنها را ارزیابی کنند. وی از طریق آموزش نوع "آموزش در خانه" در طول زندگی تام ، نمرات بسیار خوبی را در آزمون های آکادمیک کسب کرد. ویل زمان سخت تری را برای پاسخ دادن به س questionsالات مربوط به وضعیت روحی خود دارد اما به اندازه کافی خوب است که آنها تصمیم می گیرند اجازه دهند ویل و تام دوباره با هم باشند.

از طریق کمک آقای والترز (جف کوبر) نوعی تاجری که به نظر می رسد درختانی مانند کریسمس مجاز است که در ازای کمک به درختان در خانه ای در خانه اش زندگی کنند ، زندگی می کند.

ویل از وضعیتی که مجبور شده اند راضی نباشد اما او می داند که باید با هم بازی کند تا تام را با خود نگه دارد. آنها با ویل که به درختان کمک می کند و تام با برخی از همسایگان در مزرعه آشنا می شوند ، به یک کار عادی تبدیل می شوند. تام از وضعیت جدید آنها خوشش می آید اما ویل مانند یک حیوان در قفس است. بعد از مدتی اقامت ، او یک روز صبح تام را زود از خواب بیدار می کند و به او می گوید وسایلش را جمع کن.

تام نمی خواهد برود اما چاره دیگری ندارد. آنها سوار یک اتوبوس می شوند و سپس با یک کامیون سوار اتومبیل خود را به واشنگتن می رسانند. وقتی به آنجا می رسند واقعاً سرد است و هیچ غذا و سرپناهی ندارند. تام در حال یخ زدن است و نمی تواند عقب بماند. ویل آنها را به یک پناهگاه موقت برای شب تبدیل می کند. صبح روز بعد آنها یک کابین خالی از سکنه را پیدا می کنند و در آنجا مستقر می شوند.

ویل به تام می گوید که قصد دارد به شهر برود و عصر همان روز برمی گردد. روز می گذرد و سپس عصر است و هنوز هیچ نشانی از ویل نیست. تام می داند که مشکلی وجود دارد بنابراین او در جستجوی ویل قرار گرفت. او متوجه شد که او به دلیل نوعی آسیب دیدگی در یک دره از دنیا رفته است. او می تواند برای کمک به برخی افراد را پرچم گذاری کند. آنها ویل را به جای خود برمی دارند و شروع به تماس با آمبولانس می کنند اما تام از آنها می خواهد که این کار را نکنند. به نظر می رسد دیل (دیل دیکی) صاحب خانه ای که ویل را به آنها آوردند شرایط را درک می کند بنابراین او برای کمک به ویل به بلین (دیوید ام. پیتمن) که در ارتش پزشکی بود تماس می گیرد. ویل به شدت پای او را صدمه دیده است بنابراین باید مدتی روی عصا باشد.

دیل یک منطقه پارک RV دارد و به وی و تام اجازه می دهد در یکی از واحدهای غیرقانونی بمانند. ویل دوباره با این زندان دست و پنجه نرم می کند اما تام به راحتی در آنجا مستقر می شود. او با بقیه افراد در پارک آشنا می شود. او به دیل کمک می کند تا یک کیسه غذا را برای مکانی برای دوست خود به مکانی در جنگل ببرد. دیل به تام می گوید که او هرگز او را نمی بیند اما می داند که او آنجاست زیرا دفعه بعد که او برای ترک غذای بیشتر برمی گردد ، غذا همیشه از بین می رود. تام همچنین از یکی از ساکنان پارک زنبورداری را یاد می گیرد و احساس آرامش و تعلق خاطر در جامعه پارک های کوچک را شروع می کند.

یک روز ویل در حال ورود وسایلش است که تام وارد می شود و او از او می پرسد چرا . او می خواهد برود اما او می خواهد آنها بمانند. او به او می گوید "همان چیزی که با تو اشتباه است با من اشتباه نیست." او سعی دارد به او بگوید که او مسائل خود را به مشکلات خود تبدیل کرده و دیگر نمی خواهد اینگونه زندگی کند. او قوام و خانه ای دائمی می خواهد. ویل پافشاری می کند و سرانجام تام متوجه می شود که او نیز باید اسباب بسته بندی کند و برود.

بعد از اینکه آنها بیرون رفتند ، تام متوقف می شود و به ویل می گوید که او می داند اگر می توانست بماند اما او نمی تواند با او برود. ویل دلشکسته است اما می داند اینجا جایی است که اوقات مشترک آنها به پایان رسیده است. تام نمی تواند احساس خانه و تعلق را ترک کند و اکنون متوجه شده است که از لذت و خواسته خود بهره مند شده است و ویل به راحتی نمی تواند زندگی در جامعه عادی را اداره کند. تام به پارک برمی گردد و ویل به جنگل می رود.

آخرین صحنه نشان می دهد تام یک کیسه غذا برای ویل در جنگل گذاشته است درست مثل دیل برای دوستش. آنها دیگر با هم زندگی نمی کنند اما او هنوز هم نزدیک است.

رد پایی به جای نگذار آنقدر خوب بود که با گذاشتن یک بررسی / نظر انجام آن عدالت غیرممکن است. بازیگری عالی است. من طرفدار بن فاستر نیستم اما او در این کار بسیار خوب بود. توماسون مک کنزی (تام) جای تعجب است که باید مشاهده کرد. او مانند یک کلت جوان است که جای خود را در دنیای بازیگری پیدا می کند و از تماشای حرفه اش لذت بخش خواهد بود. او طبیعی است و این واقعاً فیلم او بود.

مناظر و فیلمبرداری بسیار زیبایی است. احساس می کنید انگار در جنگل با آنها هستید. شما می خواهید بخشی از جامعه پارک های کوچک RV باشید زیرا واقعاً نزدیکی و احساس تعلق به وجود می آید.

ویل در دور نگه داشتن دخترش از دنیا و زندگی او در یک جانبه و ناامن خودخواه بود اما او شیاطین زیادی دارد و تنها می تواند با پنهان شدن با آنها مقابله کند. او بهترین راهی را که می دانست چگونه کنار می آورد. اجتناب ناپذیر بود که به جدایی می رسید اما زندگی چنین است. فکر می کنم انگیزه های او گمراه کننده اما ناب بود. تام در طولانی مدت برای آن بهتر خواهد بود ، زیرا اطلاعات ارزشمندی را یاد می گیرد که آنها در بقای مدرسه و فضای باز به آنها نمی آموزند و اینکه چگونه به خود وابسته باشند.

آخرین چیزی که می گویم لطفا اهدا به موسساتی را که از دامپزشکان ما حمایت می کنند ، در نظر بگیرید. این وحشتناک است که چگونه پس از خدمت به کشور ما از آنها مراقبت و پشتیبانی نمی شود. آنها بعد از اینکه از خدمات خارج شدند به بیشترین کمک نیاز دارند اما ما تعداد زیادی از آنها را به دلیل خودکشی از دست داده ایم. بعد از گذراندن وقت خود ، ابزار مناسبی برای مقابله با ورود به جامعه به آنها داده نمی شود. بنیاد گری سینیس (ستوان دان) سازمانی عالی است که پشتیبانی زیادی از ارتش و دامپزشکان ما کرده است. آنها را جستجو کنید و اهدا کنید.

جهت دانلود فیلم Leave No Trace 2018 (رد پایی به جای نگذار) با لینک مستقیم رایگان و بدون سانسور به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


هنری والد دیوید ثورو در والدن ، رساله خاطرات / فلسفی 1854 خود ، یک دوره دو ساله ، دو ماهه و دو روزه را شرح می دهد که در آن مدت تنها در یک کابین کوچک که خودش در جنگل نزدیک والدن پاند ، ماساچوست ساخته بود ، زندگی می کرد املاک متعلق به مربی و دوست او ، رالف والدو امرسون. با الهام از اصول استعلایی ، برای تورو از اهمیت ویژه ای برخوردار بود "اعتماد به نفس" ، مقاله 1841 توسط امرسون ، که استدلال می کند که یک فرد باید از انطباق اجتناب کند ، عقاید و مفاهیم خود را دنبال کند و در صورت وجود به غرایز خود اعتماد کند. برای دستیابی به درک عمیق تر از ماهیت وجود ("جامعه در همه جا در حال توطئه علیه مردانگی هر یک از اعضای آن است. جامعه یک شرکت سهامی است که در آن اعضا توافق می کنند ، برای تأمین بهتر نان خود به هر یک سهامدار ، برای تسلیم آزادی و فرهنگ خوردن. فضیلت در بیشتر درخواست ها انطباق است. اعتماد به نفس انزجار آن است. این واقعیت ها و خالقان را دوست ندارد ، بلکه نام ها و آداب و رسوم را دوست دارد. هر کسی که یک مرد باشد باید یک ناسازگار باشد. او چه کسی نخل های جاودانه را جمع می کند نباید مانع نام خیر شود ، اما اگر خوب باشد باید کشف کند. در آخر هیچ چیز مقدس نیست اما یکپارچگی ذهن خود شماست "). در والدن ، تورو این مفهوم را آزمایش می كرد ، خودش را از جامعه مدنی جدا می كرد و فقط با سخت ترین وسایل زندگی در طبیعت وجود داشت ("من آرزو می كردم عمداً زندگی كنم ، فقط در مقابل حقایق اساسی زندگی قرار بگیرم و ببینم آیا من والدن به یکی از متون بنیادی آزادیخواهی تبدیل شد که اصول اصلی آن ارزیابی آزادی شخصی بیش از هر چیز دیگری است ، و تشویق بدبینی نسبت به اقتدار به طور کلی ، و دولت / دولت به طور خاص. همه اینها باعث می شود ما ردی از خود باقی نگذاریم ، که شاید بتوان آن را نسخه تاریک تری از Captain Fantastic (2016) توصیف کرد. به کارگردانی دبرا گرانیک ، و توسط Granik و آن روزلینی برای صفحه نمایش نوشته شده است ، بر اساس رمان پیتر راک ، "ترک من" ، 2010 داستان ویل را تعریف می کند ( بن فاستر ) ، یک جانباز مبتلا به PTSD ، که با دخترش تام ( توماسین مک کنزی ) از شبکه زندگی می کند ، خانه خود را در یک پارک ملی در پورتلند زندگی می کند ، اورگان در آنجا ، آنها بسیاری از مفاهیم زیربنای مفاهیم اعتماد به نفس امرسون را در بر می گیرند. اقتدار فردی ، عدم انطباق ، تنهایی ، درستی از خود درونی ، با ویل خصوصاً برای آزادی اندیشه ارزش قائل است. با این حال ، وقتی یک دزدگیر ، تام را می بیند ، نگهبانان پارک برای ردیابی آنها اعزام می شوند و خدمات اجتماعی تحقیقات در مورد وضعیت آنها را آغاز می کنند. ویل به شدت ابراز ناراحتی می کند و از نقض استقلال خود ابراز نارضایتی می کند و اظهارات آیین کینگ را یادآوری می کند که "استقلال فقط در صورتی نقض می شود که شخص قادر به دانستن منافع خود در مورد یک موضوع خاص نباشد". مطمئناً این مورد در مورد ویل وجود ندارد و او دلیلی نمی بیند که چرا او و تام اجازه ادامه زندگی به روش خود را ندارند.

هیچ یک از نظریه های فلسفی ذکر شده در بالا صریح نیست در هرجای فیلم ذکر شده است. با این حال ، قطعاً شناخت آنها به فرد کمک می کند تا ویل را راحت تر درک کند. این که آیا گرانیک یا روزلینی حتی از این مفاهیم آگاه هستند در کنار این نکته مهم است ، زیرا آنها به عنوان یک نقطه ورود نظری مطمئن تر به فیلم قابل نفوذ آسان نیستند. به عنوان مثال ، آیا باید بدانیم که ویل در مرحله شش مراحل رشد اخلاقی لارنس کوهلبرگ است تا فیلم را درک کند یا از آن لذت ببرد؟ هیچ البته نه. آیا این کمک می کند؟ کاملاً.

با توجه به یک نظریه کمتر ، فیلم کارهای زیادی انجام می دهد که به نظر می رسد اشتباه روی کاغذ است. برای مدت طولانی ، هیچ نوع درگیری استاندارد ارسطویی هیچ معنایی واقعی ندارد ، زیرا ما به سادگی مشاهده می کنیم که ویل و تام روزهای خود را می گذرانند. همزمان با این ، فیلم بسیار سبک در طرح ، واقعه و رشد شخصیت ملموس است ، در عوض بر روحیه و لحن تمرکز می کند و از بازیگران می خواهد که احساسات خود را از طریق کنش و بیان به جای گفت و گو ، بیرونی کنند. بدیهی است که این بدان معناست که تقریباً همه چیز به کیفیت اجرا و باورپذیری پیوند بین شخصیت ها بستگی دارد. خوشبختانه ، هر دو فاستر و مک کنزی استثنایی هستند - او در نقش ویل به عنوان کسی ظاهر می شود که جنبه تاریک بشریت را دیده است و هیچ وقت برای فضولی ندارد ، در حالی که او در نقش تام به عنوان فردی ناامید از داشتن کودکی بازی می کند ، اما همچنین می خواهد پدر خود را افتخار کند . در یک صحنه به خصوص گفتن ، وقتی آنها باید لحظه ای متوجه شوند ، او به او می گوید فقط وسایل ضروری را ببند ، و او یک اسب اسباب بازی را در کوله پشتی خود قرار می دهد ، اما فقط بعد از اینکه او آن را پیچید تا Will نمی تواند آن را ببیند ، اقدامی که در مورد هر دو شخصیت بسیار به ما می گوید.

ضربان قلب فیلم هم بزرگترین سرمایه آن است و هم بزرگترین نقص آن است. برای سرعت بخشیدن به کار ، لحنی که گرانیک می خواهد به خطر بیفتد. با این حال ، این نوع گام برداشتن روشمند احتمالاً بسیاری از بینندگان را که بی تردید از فیلم خسته کننده بودن فیلم انتقاد می کنند و تمرکز آن بر روی ویل و تام را به استثنای تقریباً محدود کردن همه موارد ، از بین می برد. وقتی منشعب می شود (به عنوان مثال ، یک موضوع فرعی جزئی ، رفتار با جانبازان پس از بازگشت به جامعه است) ، فقط در حدی است که نشان دهد چگونه این دو شخصیت اصلی تحت تأثیر قرار گرفته اند. با این حال ، آنچه در داستان جالب توجه است این است که به نظر می رسد روایت برگرفته از مفهوم استعلایی خیر ذاتی مردم است. تقریباً همه کسانی که ویل و تام با آنها روبرو می شوند سعی می کنند درست توسط آنها انجام شود ، حتی مددکاران اجتماعی نیز واقعاً در تلاشند تا به آنها کمک کنند. در پایان ، آنچه فیلم به ما می دهد ، پرتره ای کاملاً احترام آمیز از مردی است که سعی می کند با تنها راهی که می داند ، از آن بهترین نتیجه را ببرد. یک فیلم خوب

جهت دانلود فیلم Leave No Trace 2018 (رد پایی به جای نگذار) با لینک مستقیم رایگان و بدون سانسور به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


شاید کارگردانی دبورا گرانیک را به یاد بیاورید که درام پشت‌زمینی‌اش «استخوان زمستان» که در آپالاشیا اتفاق می‌افتد، در سال 2010 توجه زیادی را به خود جلب کرد، از جمله نامزدی جایزه اسکار برای بهترین فیلم و فیلمنامه. او با یک داستان جدی دیگر "خارج از ضرب و شتم" بازگشته است، این بار بر روی یک سرباز ارتش مبتلا به PTSD که تصمیم می گیرد دختر 13 ساله خود را به عنوان گوشه نشین مجازی از تمدن در جنگل بزرگ کند.

شخصیت‌های اصلی ویل (بن فاستر) و دخترش تام (توماسین مک‌کنزی) هستند که به گفته یکی از دی‌وی‌دی‌های اضافی، مربی‌های گسترده‌ای در مهارت‌های بقا توسط یک مربی بقا در طبیعت دریافت کردند. قبل از این واقعه تحریک‌کننده، توضیحات خوبی وجود دارد که نشان می‌دهد این دو بازیگر به خوبی در این روش‌ها - از جمله روشن کردن آتش با سنگ و ساختن تکیه‌ها برای محافظت در برابر عوامل، آشنا شده‌اند. ویل گهگاه برای خرید غذا به شهر سفر می‌کند و با فروش غیرقانونی داروهای PTSD پول خود را به دست می‌آورد.

این روایت واقعاً ادامه پیدا نمی‌کند تا زمانی که پدر و دختر توسط یک دونده دیده شوند و سپس از آن خارج شوند. محل زندگی آنها (در یک پارک عمومی) توسط افسران پلیس. آنها سپس به یک آژانس خدمات اجتماعی آورده می شوند و در پایان به مزرعه درخت کریسمس در روستایی اورگان می رسند. در ازای اتاق و غذا، ویل با اکراه در مزرعه کار می کند در حالی که تام به مدرسه دستور می دهد و همچنین با بچه ها در یک باشگاه 4-H تعامل دارد.

متاسفانه گرانیک دیدگاه بسیار دلسوزانه ای نسبت به ویل دارد. تصمیم او برای قرار دادن دخترش در معرض تیرها و تیرهای یک محیط طبیعی نابخشودنی با کودک آزاری همراه است. گرانیک، یک آکادمیک در حرفه، همه چیز در مورد ناله کردن از سقوط انسان به دلیل بیگانگی از طبیعت است. از برخی جهات، او اشاره می کند که ویل در تلاش خود برای پشت کردن به آسایش تمدن در واقع نجیب است.

با PTSD خود، ویل به عنوان یک شخصیت دلسوز ترسیم می شود. شما فکر می کنید که چنین شخصیتی خلق و خوی انفجاری دارد، اما به نظر می رسد که او هرگز با دخترش مخالفت نمی کند، علیرغم درخواست های مداوم او برای بازگشت به خانه موقت خود در مزرعه. علاوه بر این (به غیر از پلیس) همه کسانی که با ویل در تماس هستند، مشتاق هستند که دست یاری دراز کنند. این شامل مددکاری اجتماعی می‌شود که از دستگیری ویل به دلیل بی‌توجهی جلوگیری می‌کند و به آنها کمک می‌کند تا در مزرعه مهمان‌نواز درخت کریسمس اقامتی پیدا کنند، راننده کامیون مهربانی که درخواست ویل و تام را برای سوار شدن به ماشین را قبول می‌کند، علی‌رغم تردید در داستانشان در مورد اینکه به کجا می‌روند. ، و زنی که دارای ملک در پارک تریلر است که به آنها اجازه می دهد ماه ها در یک تریلر بمانند و به جای قیمت کامل اجاره، فقط یک ودیعه می پذیرند.

علیرغم عدم دقت، ما بینندگان هستیم. هنوز هم آرزو دارم از سرنوشت نهایی این دو مدیر باخبر شوم. آیا تام به تمدن بازمی گردد یا با پدرش در بیابان می ماند؟ هنگامی که این زوج تصمیم به فرار از مزرعه کریسمس می گیرند، دوباره در شرایط سخت تر، در ارتفاع بالاتر ایالت واشنگتن قرار می گیرند. پس از پناه بردن به یک کلبه متروکه، ویل تام را در تلاش برای یافتن مقداری غذا ترک می کند اما برنمی گردد. تام پدرش را بیهوش در جنگل پیدا می‌کند و موفق می‌شود چند نفر از مردم محلی را پیدا کند که به او کمک می‌کنند تا به پارک تریلر که قبلاً به آن اشاره شده بود بیاورند.

در این مرحله، عمل کند می‌شود زیرا ویل باید از جراحاتش بهبود یابد. مانند قسمت قبلی در فیلم Leave No Trace که شامل یک گروه کلیسایی رقصنده است، گرانیک داستان فرعی را در مورد زنبورداری معرفی می کند که به تام پیچیدگی های زنبورداری را آموزش می دهد، که بدون شک افق ها و تجربیات دختر جوان از دنیای طبیعی را گسترش می دهد. این یک انحراف خوشایند است که ارتباط چندانی با طرح اصلی ندارد و احتمالاً بهتر بود در مستندی در این زمینه استفاده می شد.

در نهایت به پایان نسبتاً ضد اقلیم می رسیم. و این شامل تصمیم ویل برای بازگشت به جنگل‌های پس‌زمینه و رها کردن تام برای مراقبت از خود در پارک تریلر می‌شود، جایی که او در آن زندگی راحت کرده است. آدم متوجه می‌شود که ویل در پایان فیلم چقدر یک نت است، با بیگانگی مداومش از همه. . اندکی از این بیگانگی در هر نقطه ای از فیلم توضیح داده می شود، به جز اشاره به مشکلاتی در زمان سربازی و جدایی غیرقابل توضیح از همسر سابقش، مادر تام.

برای مکنزی به Leave No Trace مراجعه کنید کارایی؛ او به عنوان دختر فداکار که مشتاق یک نوجوانی عادی است، قانع کننده است. مشکل سازتر بن فاستر در نقش ویل است - او بهترین کار خود را به ویژه در صحنه هایی انجام می دهد که نشان می دهد مهارت های بقای خود را نشان می دهد. اما فاستر تحت تأثیر شخصیت پردازی تک نت گرانیک (که قبلاً به آن اشاره شده بود) است که ممکن است اشتیاق شما را برای این پروژه خاص کاهش دهد. چند نکته خوب در مورد رد پایی به جای نگذار به خصوص در فیلم Leave No Traceبرداری ناتورالیستی آن وجود دارد، اما در نهایت این پلان ضعیف است که امتیاز کلی آن را یکی دو میخ پایین می آورد.

جهت دانلود فیلم Leave No Trace 2018 (رد پایی به جای نگذار) با لینک مستقیم رایگان و بدون سانسور به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


دبرا گرانیک بر اساس رمان "ترک من" نوشته پیتر راک و اقتباس از فیلمنامه ای از گرانیک و آن روزلینی، داستان ویل (بن فاستر، "دشمنان")، یک سرباز کهنه سرباز ارتشی است که از PTSD رنج می برد و زندگی می کند. با دختر نوجوانش تام (توماسین هارکورت مک کنزی، "تغییر") در اردوگاهی که خودشان را در جنگل های نزدیک پورتلند، اورگان ساختند. مانند فیلم گرانیک در سال 2010 "استخوان زمستان" که زندگی افرادی را که در حاشیه روستاهای اوزارک میسوری زندگی می کنند را روایت می کند، Leave No Trace نیز نگاهی سازش ناپذیر است به پدری ناسازگار و دختر خردسالش که خارج از شبکه زندگی می کنند و تمام تلاش خود را می کنند. برای زنده ماندن در جامعه‌ای که نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بخشی از آن باشند.

مایکل مک‌دوناف، فیلمبردار سینما، با افتتاح در منطقه‌ای جنگلی در یک پارک عمومی بزرگ، حال و هوای آن را ایجاد می‌کند. انزوا به دور از دنیای تلویزیون، کامپیوتر و تلفن های هوشمند. ویل و دخترش تام، که به طرز قابل توجهی توسط مک کنزی تازه وارد اجرا می شود، چوب خرد می کنند، شطرنج بازی می کنند، غذای خود را می پزند، و خودشان را آموزش می دهند تا شناسایی نشوند. هیچ فلاش بک و داستان کمی وجود ندارد و این به ما سپرده شده است که حدس بزنیم آنها چقدر در آنجا زندگی کرده اند، آسیب نظامی ویل چگونه بوده است یا برای مادر تام چه اتفاقی افتاده است. اما آنچه مسلم است این است که آنها در تعطیلات تابستانی نیستند. هنگامی که آنها برای خرید مواد غذایی به شهر می روند، تضاد ناگهانی بین جنگل و صداهای فریاد زندگی شهری فوراً متلاطم می شود. با این حال، خرید خواربار تمام چیزی نیست که ویل برای آن آمده است.

او با بازدید از بیمارستان VA، نسخه‌هایی را برای مسکن تهیه می‌کند که به صورت نقدی به چوب لباسی برای زندگی در حومه پارک می‌فروشد. این تنها وسیله حمایت اوست. با این حال، شیوه زندگی مستقل او در معرض تهدید قرار می گیرد، اما زمانی که تام به طور ناخواسته توسط یک دونده رهگذر دیده می شود که به مقامات هشدار می دهد و آنها توسط پلیس و سگ های بوییدن آنها مجبور می شوند از مخفیگاه خارج شوند. جدا شده، تام به یک بازداشتگاه دختران جوان فرستاده می شود، در حالی که ویل باید یک سری آزمایشات روانی انجام دهد که در آن باید با افکار و احساساتی روبرو شود که مدت ها سرکوب کرده بود. قبل از پاره شدن، ویل به دخترش اطمینان می‌دهد که "ما هنوز می‌توانیم افکار خودمان را داشته باشیم"، اما قانع‌کننده نیست.

اگرچه آنها در حال "پردازش" هستند و در واقع وابسته به سیستم هستند، گرانیک از نوع قربانی‌هایی که در فیلم Leave No Trace‌هایی مانند فیلم اخیر «من، دنیل بلیک» به تصویر کشیده شده‌اند، اجتناب می‌کند، که همه کارمندان دولت را به عنوان غول نشان می‌دهد. در اینجا آنها افراد واقعی هستند که با ویل و تام با احترام و تحسینی کینه توز رفتار می کنند. پدر و دختر سرانجام در مزرعه‌ای با هم متحد می‌شوند، جایی که ویل به مالک آقای والترز (جف کوبر، "سالی") در برداشت درختان کریسمس کمک می‌کند. همانطور که آنها در محیط جدید خود مستقر می شوند، تام یاد می گیرد که چگونه دوچرخه سواری کند، آنها در یک مراسم کلیسا شرکت می کنند و تام با پسر جوانی (آیزایا استون، "عسل آمریکایی") آشنا می شود که او را به یک جلسه 4-H دعوت می کند که در آن به آنها آموزش داده می شود. برای آموزش خرگوش ها.

در موقعیت دیگری که ویل در حال بهبودی از آسیب شدید پا است، دیل (دیل دیکی، "جهنم یا آب بالا")، یک زن محلی، به تام نشان می دهد که چگونه به کندو زنبور عسل نزدیک شود. با خیال راحت، تمرین اعتمادی که تام برای پدرش نشان می دهد. اگرچه ویل شروع به دوست داشتنش کرده است، اما به طور فزاینده‌ای از زندگی در جامعه‌ای ناراحت می‌شود که از او می‌خواهد خودش را به دیگران بدهد. که هنوز از وحشت شبانه پریشان است، چهره او نشان می دهد که او فقط وقت خود را می خواهد تا بتواند به جنگل بازگردد. Leave No Trace که توسط موسیقی اصلی دیکن هینچلیف ("مردان کوچولو") تغذیه می شود، بدون دستکاری یا احساساتی شدن آشکار می شود. برخلاف «کاپیتان شگفت‌انگیز» سال گذشته که زندگی خارج از «نظام» را رمانتیک می‌کرد، کمتر بیانیه‌ای درباره آزادی از سیستمی است که فرد آن را سرکوبگر می‌داند تا درباره مردی که راهی برای کنار آمدن پیدا کرده است اما از نظر روانی از دیگران دور است. ، ناتوان یا ناخواسته درگیر خواسته های تعامل اجتماعی پذیرفته شده است.

فیلم از شخصیت هایش بهره برداری نمی کند یا درگیر پیام «ما علیه جهان» نیست، بلکه حقایق درونی خود را با محدودیت و اصالت آشکار می کند. گرانیک به جای نشان دادن تأثیرات یک جامعه در سقوط آزاد، ما را آگاه می کند که هنوز مهربانی در جهان باقی مانده است. اگرچه می‌توانیم با ویل و تام همدلی کنیم، اما به خوبی می‌دانیم که جهان توسط ناپایداری اداره می‌شود و در نهایت همه ما باید وابستگی‌هایمان را رها کنیم. به نقل از فیلسوف هانری برگسون، "وجود به معنای تغییر است، تغییر یعنی بالغ شدن، بالغ شدن یعنی ادامه دادن بی پایان خود را." فیلم Leave No Trace نه تنها درباره بقا بلکه در مورد قدرت خودسازی است.