دانلود فیلم Ajeeb Daastaans 2021 دوبله فارسی بدون سانسور

دانلود رایگان فیلم Ajeeb Daastaans 2021 بدون سانسور

فیلم Ajeeb Daastaans در ژانر(های) درام, عاشقانه, ساخته شده و در سال 2021 به روی پرده رفته است. Ajeeb Daastaans به کارگردانی Shashank Khaitan, Neeraj Ghaywan, Kayoze Irani, Raj Mehta, در کشور(های) هندوستان, ساخته شد. از جمله بهترین بازیگران این فیلم میتوان به Konkona Sen Sharma, Shefali Shah, Aditi Rao Hydari, Abhishek Banerjee, Nushrratt Bharuccha, Inayat Verma, Jaideep Ahlawat, Fatima Sana Shaikh, Armaan Ralhan, Manav Kaul, اشاره کرد. رده سنی فیلم TV-MA و زبان(های) فیلم بنگالی, هندی, است. این فیلم موفق شده امتیاز 6.7/10 را از وبسایت IMDB دریافت کند و امتیاز منتقدان آن در سایت متاکریتیک می باشد. برای دانلود فیلم Ajeeb Daastaans 2021 دوبله فارسی و بدون سانسور به انتهای صفحه مراجعه نمایید.

ژانر :
درام عاشقانه
امتیاز :
6.7/10 100%
کشور :
هندوستان
زبان :
بنگالی هندی
سال :
2021
رده سنی :
TV-MA
خلاصه داستان :
فارسی انگلیسی

An anthology of four stories that explore the surprising ways in which unexpected catalysts inflame the uncomfortable emotions simmering under fractured relationships.

IMDb
6.7/10
100%

خلاصه داستان و اطلاعات فیلم Ajeeb Daastaans 2021


جهت دانلود فیلم Ajeeb Daastaans 2021 با لینک مستقیم رایگان و بدون سانسور به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


شروع کردن عجیب است. فکر نمی کنم پایان آن اینقدر نفرت انگیز باشد. البته کاران جوهر آن را تولید کرده است، باید دلایل مختلفی داشته باشد.

عاشق مانجو به کارگردانی شاشانک خیتان

مردی در 50 سالگی در را با لباس ازدواجش باز می کند. و همسرش نسبتاً جوان نشسته است. میگه ناتوانه همسرش با صدای بلند گریه می کند.جشن تولد ثنا. هدیه آورده است. یک شبانه سپس ناگهان بایاجی ظاهر شد و او را از تصویر خارج کرد.

همسر بایاجی دوباره او را اغوا می کند، اما او نمی تواند. او را در آب جوش می‌گذارد.

هنکی رسیده است. راج به دلیل محل کار پدرش نگه می دارد. او ساعت رولکس را برای صاحبش می آورد.

لیپکشی خودش را معرفی می کند و می گوید من همسر بابلو هستم.

بابلو به راج پیشنهاد می دهد. راج نمی توانست آن را رد کند. او از دوستانش سوال می کند. دوست او می‌گوید که آنها نتوانسته‌اند بچه‌دار شوند.

معتمد نزدیک بابلو از این ایده که راج پول‌هایش را در مکان‌های مختلف دستکاری می‌کند، خوشش نمی‌آید.

راج به لیپاکشی در حال انجام ورزش خیره می شود.

یک آهنگ پخش می شود. لیپاکشی در حضور راج آب می نوشد. بعد رفت و راج از همون لیوان آب میخوره و بعد میگه کی میخوای دست از تظاهر برداری و درست نگاهم کنی؟ آنها یک بحث مافی دارند. او می گوید تو حتی غریبه نیستی.

او سعی می کند حرفی بزند اما موفق نمی شود.

او سعی کرد او را ببوسد. و خیلی بیشتر! 😂 سپس به بابلو بهایاجی چند تکنیک بوکس را آموزش می دهد.

دوباره آنها رابطه جنسی داشتند. 🤣 او 2 بلیط ایستگاه راه آهن رزرو کرد.

بابلو از راج می خواهد که به میدان بیاید و می گوید "من عاشقت شده ام".

او می گوید یک روز او عاشق آشیش بود پدرش بلافاصله با او آشنا شد و او تمام خانواده اش را فراری داد.

بابلو می گوید لیپکشی را به راج بکش و او موافقت می کند.

راج از طریق یک پیام ویدئویی ضبط شده گفت که ترک کرده است. با 10 میلیون پول نقدش و با همسرش فقط برای انتقام گرفتن از ترمز پایش در صورت پدرش کار کرده است.

بابلو برای کشتن همسرش به ایستگاه راه آهن می رود. لیپکشی از طرف دیگر می گوید که حامله است.

در پایان، راج می گوید من چیزی می گیرم و در عوض چیزی می دهم. دو نفر با یک راه پله می آیند و نور یک چال را خراب می کنند.

اسم شما چیست؟ Binny She از Iron Wala عبور می کند و چیزی می گوید و در پاسخ او را مداخله می کند. او مقداری آب روی اتو می گذراند و فرار می کند.

یک پلیس این چیزها را می پرسید.

نصرت از او می پرسد و او پاسخ می دهد. ناگهان زن دیگری با سن بالاتر می آید و نصرت آن بچه را سرزنش می کند. نصرت می آید، زیرا آنها زمین را تمیز می کنند.

نصرت از آنجایی که برق او قطع شده است، درخواست کمک می کند. زن می گوید که وینود آگاروال صحبت کن.

یک آهنگ در حال پخش است در حالی که خودش با دخترش به سمت خانه می رود. او در مقابل خانم پاسبان گریه می کند.

سوشیل رکورد شکسته ای داشته است و نصرت هم همینطور.

نورست سپس با وینود آگاروال معاشقه می کند. او می گوید که به دنبال کار بیشتر است. او را به خانه‌اش دعوت می‌کند.

سوشیل و نصرت صحنه‌ای صمیمی دارند.

او می‌گوید آگاروال چه می‌تواند بکند؟ هیچی.

هر دو در خانه آگاروال دور هم جمع می شوند.

مرد خانواده ای ثروتمند و خدمتکار به زور در حال بوسه هستند و بینی آن را می بیند. او گریه می کند و ناگهان نورها ظاهر می شوند.

هر دوی آنها کار را در چهلمین روز کودک انجام می دهند. سوشیل شراب می نوشد و فشاری برمی دارد تا روی تخته برق بیندازد و چراغ خاموش می شود.

همه ناگهان به دنبال بچه آگاروال می گردند و او متوجه می شود که بچه اش در زودپز است.

br/> بنی می گوید که بچه مال آنها نبود. اسباب بازی بود اوف بچه ها این کار را با بچه ها انجام می دهند؟ باور نکردنی!

Geeli Pucchi Sloppy Kisser به کارگردانی Neeraj Ghaywan Konkana - Bharati. او برای زندگی خود در یک کارخانه سخت کار می کند، اما صاحب کارخانه حاضر است او را روی یخ نازک بگذارد، زیرا بسیاری از کارهایی که در رایانه اتفاق می افتد او نمی داند. او ناراحت است.

"ما دلتنگ هستیم!" داشراث که با او کار می کند گفت.

پریا شارما، همکار بهاراتی.

بهاراتی با یکی از همکارش دعوا می کند فقط به این دلیل که او او را مسخره کرده است.

br/>پریا و بهاراتی وقتی می نشینند و درباره زندگی یکدیگر صحبت می کنند وجه اشتراک دارند.

بهاراتی از جامعه دگرباشان جنسی است. او دوست قدیمی خود را به یاد می آورد و شوهر پریا به زور با او رابطه صمیمی برقرار می کند.

هر دو به خوردن ماست و خوردن ادامه می دهند.

بهاراتی متوجه می شود که پریا استخدام نشده است. زیرا فقط رایانه کار می کند زیرا او هیچ چیزی را نمی شناسد.

آنها عاشق می شوند. ❤ پریا به خانه بهاراتی می آید. صحنه بوسیدن داشتند. به پریا گفته اند که از پله ها پایین نیاید. این یک رابطه پیچیده است. او دیوانه است زیرا نمی تواند یک مرد ثابت را دوست داشته باشد. او سپس گفت که مدیر با من تماس گرفته است و وقتی به آنجا رفت متوجه شد که برای جشن تولدش است. بهاراتی از دیدن رفتار پریا شوکه می شود. مدیر با او تماس می گیرد تا کیک را برش دهد. با دلی سنگین قطعش می کند. سپس به رختکن خود می آید و در حالی که پریا وارد می شود، عوض می شود و می گوید من همه جا به دنبال تو هستم.

"مادر باش" - بهاراتی می گوید.

او یک دالیت بود. بنابراین همه به او با چشمی شوخ نگاه می کنند.

بهاراتی با دادن خانه پریا به او می گوید که چگونه باردار شود و چگونه باردار شود.

او باردار است. او یک بچه است. این پسر است.

پریا در آنچه شوهرش می دهد و زندگی او تفاوت قائل می شود.
آنکاهی ناگفته به کارگردانی کایوزه ایرانی یک زن و مرد میانسال ثروتمند آنجا هستند که به زبان اشاره صحبت می کنند. خانم برای کار آماده می شود و می رود. شفالی شاه به خاطر نقش‌هایش در جنایات دهلی و ساتیا معروف است.

او با شوهر اصلی‌اش روهان شارما دعوا می‌کند، زیرا او زبان اشاره را نمی‌فهمد، زیرا دخترش فقط این را می‌فهمد. حالا او به طرز خنده‌داری با همسرش خنده‌دار است. همان کسی که در ابتدا به شما گفتم.

او در حال انجام این گفتگو با دختر نوجوانش است. او برای این نقش مناسب نیست.

او اکنون با آن مرد زبان اشاره دارد. روهان و همسرش نشسته اند و روی تخت مشغول دعوا هستند.

او مشکلات خودش را با روهان دارد و خوشحالی با آن پسر. در فیلم Ajeeb Daastaans نشان داده شده است که چگونه اتفاق عجیبی رخ می دهد. دلم برای شفالی می سوزد. او در Ajeeb Daastaans یک عملگر نشان داده شده است، اما من احساس می‌کنم در جایی از هنر درونی او کم استفاده می‌شود. سپس او با آن مرد رابطه جنسی داشت. بعد از این که در فلاش بک بود، او به خانه اش می رود و در آنجا متوجه می شود که روهان و دخترش با هم می خندند! او از دیدن آن مرد شوکه شده و سرگرم شده است. شروع کرد به گریه کردن او می گوید ما به چیزی نیاز نداریم. سپس با زبان اشاره برمی گردد که شما توانستید با چشمان خود دروغ بگویید. در ورودی اصلی خود را می بندد و به شدت گریه می کند. دخترش از زبان اشاره برای بیان اینکه مرد شما را دوست دارد استفاده می کند؟ او پاسخی ندارد

جهت دانلود فیلم Ajeeb Daastaans 2021 با لینک مستقیم رایگان و بدون سانسور به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


"مجنو" - این بهترین داستان در فیلم Ajeeb Daastaans کامل است. به کارگردانی Shashank Khaitan. این بخش که در بارابانکی می گذرد، به روی یک زوج در هالی باز می شود: بابلو (جایدپ احلوات)، یک تاجر ثروتمند و سایه دار، لیپکشی (فاطما ثنا شیخ)، دختر یک سیاستمدار. ازدواج آنها شبیه یک اتحاد تجاری است - به نفع والدینشان، بدون رضایت زوج ترتیب داده شده است - و بابلو در همان شب اول به او می گوید که او فقط وظایف اسمی یک شوهر را انجام خواهد داد. مجنو حتی با زمان اجرا 31 دقیقه صبر شما را محک می زند. یکنواختی آن - ناشی از شخصیت‌های راکد، صحنه‌های استوک، مضامین کهنه - تنها با نگاه تحقیرآمیز آن قابل رقابت است. بارها و بارها، خیتان با تمسخر یک «شخصیت جانبی» - یک شخصیت حاشیه‌نشین، چه در داستان و چه در جامعه، طنز را در قطعه تزریق می‌کند. این همه ماجرا نیست: پیچ و تاب دیگری نیز وجود دارد که تقریباً به همان اندازه باورنکردنی و مضحک است - با ابزارهای شرم آور در آب نگه داشته می شود - داستان کوتاه را به یک داستان انتقام جویانه تقلیل می دهد. مجنو از آن دسته فیلم‌هایی است که فیلمنامه‌اش حتی تماشاگر معمولی را هم وادار می‌کند، «مرد، حداقل تظاهر به تلاش کن».

«KHILAUNA» - به کارگردانی راج مهتا. داستان حول محور یک کمک خانگی به نام مینال (نوشرات بهاروچا) و خواهر کوچکترش، بینی (اینایات ورما) است. آنها به مغازه یک ماشین پرس لباس محلی، سوشیل (آبیشک بانرجی) مراجعه می کنند، که منشی محل مسکونی، وینود (مانیش ورما) را عصبانی می کند. (مینال با سوشیل رابطه دارد، وینود او را هوس می کند.) خانه مینال روزها برق ندارد. کسی "کاتیا" او را دزدید و فقط وینود می تواند به او کمک کند. Khilauna با شعبده بازی بین گذشته و حال، جایی که پلیس ها Meenal و Sushil را به خاطر ارتکاب یک قتل شکنجه می کنند، دسیسه هایی را ایجاد می کند. اما مهتا، مانند بسیاری از کارگردانان داستان کوتاه هندی، بر یک چرخش اوج متمرکز است. Khilauna، در نتیجه، احساس توخالی می‌کند: اوج آن، تلاش بسیار برای باهوش بودن و عصبانی بودن، قابل پیش‌بینی است. این شورت‌ها به اندازه‌ای که از هم گسیخته شده‌اند، عجیب نیستند: هدف آنها ابزار را نمی‌شناسد.

"GEELI PUCCHI" - به کارگردانی Neeraj Ghaywan. داستان یک کارگر کارخانه، بهارتی (Konkona Sen Sharma) را روایت می‌کند که احساس می‌کند علیرغم یک مجموع چشمگیر در مقطع کارشناسی و پاسخ‌های صحیح در مصاحبه، شغل اپراتور داده را پیدا نکرده است. در عوض، به استخدام یک جدید، پریا (آدیتی رائو هیداری) رفت. این کوتاه در امتداد نهایی خود به طور قابل توجهی بهبود می یابد، جایی که خود را از قید یک اپد پرشور رها می کند و به یک قطعه داستان پیچیده تبدیل می شود، پر از شگفتی ظریف و توجه چشمگیر به جزئیات. همچنین از نظر سیاسی رضایت‌بخش به نظر می‌رسد، زیرا بهارتی، با استفاده از مزاحمت‌های «پیچیده» ساوارنا، دشمنانش را در بازی خودشان شکست می‌دهد. این فشار مداوم ایده ها - و کشش و توضیح و توضیح مجدد یک فکر آشکار - مطالب را قابل پیش بینی می کند. بنابراین، وقتی بهارتی به عنوان یک دالیت جلوی پریا می‌آید، احساس می‌کنید که او آن را خوب نمی‌پذیرد. (او نه.) در صحنه بعدی، پریا می خواهد بهارتی را در آغوش بگیرد اما متوقف می شود.

"ANKAHI" - به کارگردانی کایوزه ایرانی. داستان درباره یک زوج متاهل در بمبئی است، ناتاشا (شفالی شاه) و روهان (توتا روی چاودوری)، که دخترشان، سامارا (سارا آرجون)، دارای نقص شنوایی است. ناتاشا فکر می کند روهان با دخترش وقت نمی گذراند. او مخالف است. او زبان اشاره را برای سامیرا آموخته است. او نکرده است. نیاز به برقراری ارتباط - اساسی ترین نیاز در یک رابطه - از این کوتاه خبر می دهد. ناتاشا وقتی با یک عکاس کر و لال، کبیر (ماناو کائول) دوست می شود، تبدیل به یک فرد متفاوت می شود. او کسی را پیدا نکرده است که به زبان او صحبت کند. او کسی را پیدا نکرده است که به او گوش دهد. آنکاهی با زمان 26 دقیقه کوتاه‌ترین و باریک‌ترین فیلم گلچین است. در سطح اتفاقات زیادی نمی افتد. اختلافات زناشویی والدین ناتاشا را وادار می کند تا در کبیر آرامش پیدا کند. آنها چت می کنند، جوک می گویند، و در نقاط مختلف شهر حضور دارند. این از نوع داستان عشقی است که ممکن است بارها دیده باشید. کبیر ماناو کائول با چشمانش صحبت می‌کند و انبوهی را بدون گفتن کلمه می‌رساند. این یک اجرای مطمئن است که هیجانات و انتظارات عشق تازه یافته را از بین می برد - و این کار را از طریق ویژگی های به یاد ماندنی انجام می دهد. کاملاً منطقی است: هر داستان عشقی زبان خاص خود را دارد. به هر حال عشق یک جزییات زبانی است.

فیلم های پیشنهادی